{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ي معلم رياضي داشتيم هم تو مدرسه ما درس ميداد هم مدرسه داد

ي معلم رياضي داشتيم هم تو مدرسه ما درس ميداد هم مدرسه داداشم
يه روز بهش گفتم اقا اجازه تو فلان مدرسه داداشم هم شاگرد شماست
دبيرمون خودشو گرفتو با جديت گفت ا اااا چه جالب فاميلش چيه؟
بعد از لحظاتي سكوت كلاس رفت به فضا
دیدگاه ها (۱)

دقت کردين تا ناخوناتونو کوتاه ميکنن کل وجودتون شروغ به خارش ...

پشه هم پشه های قدیم...حداقل دست و پای آدمو میخوردنپشه های ام...

حيف نون: مامان منو بيشتر دوست دارى يا داداشمو ؟؟مامانش :عزيز...

بچه ها کسی این کتاب داستانو خونده یانه ؟؟!!اگه خوندید بگید ا...

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۱۴ روز بعد...از همان لحظه‌ای که آریانا وارد مدرسه شد، ذ...

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط