گل ِ لبخند تا روی ِ لبانت باز شد بانو
گل ِ لبخند تا روی ِ لبانت باز شد بانو
از آن پس ماجرای عاشقی آغاز شد بانو
نگاهت را گرفتی از من اما خوب فهمیدی...
دل ِ من صید ِ آن چشمان ِ تیر انداز شد بانو
هوس کردم دو دستم حلقه ی در گردنت باشد
همان وقت ِ گره از رو سری ات باز شد بانو
نگفتی دوستم داری ، ولی من دوستت دارم
چه صاف و ساده احساسم به تو ابراز شد بانو
هنوز آن خاطرات ِ دور می آید به خواب ِ من
حضورت در خیال من پر پرواز شد بانو
از آن پس ماجرای عاشقی آغاز شد بانو
نگاهت را گرفتی از من اما خوب فهمیدی...
دل ِ من صید ِ آن چشمان ِ تیر انداز شد بانو
هوس کردم دو دستم حلقه ی در گردنت باشد
همان وقت ِ گره از رو سری ات باز شد بانو
نگفتی دوستم داری ، ولی من دوستت دارم
چه صاف و ساده احساسم به تو ابراز شد بانو
هنوز آن خاطرات ِ دور می آید به خواب ِ من
حضورت در خیال من پر پرواز شد بانو
- ۳۷۲
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط