{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بلا:تو کی هستی؟

بلا:تو کی هستی؟
_:اینو من باید بپرسم
بلا:اگه منو نمبشناختی از نا کجا آباد نمیومدی منو بگیری...
چاقویی از جیبش درآورد و گذاشت زیر گردن بلا
_:فعلا زبون درازی به نفعت نیست
بلا:چی میخوای؟
_:با جیمین رابطه ای داری؟
بلا مشکوک و متعجب بهش نگاه کرد
بلا:چی میگی تو؟رابطه ی چی؟
چاقو رو محکمتر زیر گردنش گرفت که باعث زخم کوچیکی شد
_:دروغ نگو...از دروغ متنفرم...باهام رو راست باش...با جیمین رابطه داری اره!؟دوست دخترشی اره؟
بلا:تو دیوونه ای دیوونههه
_:اره دیوونم...حالا هم برا نجات جونت از دست یک دیوونه جواب منو بده...
بلا:صد در صد که نه چی میگی تو؟
_:که اینطور؟دروغ هم میگی نه؟خودم نشونت میدم...در ازای هر نزدیک شدن به جیمین طوری عذابت میدم که ازون لحظه ها متنفر شی
دیدگاه ها (۱۱)

happy birthday my sunshine 🌝❤

#رمان#چشمان_سیاه #BTS #part:۲۵بلا:جانم؟عذاب؟هه کی اینطور؟اوه...

#رمان #چشمان_سیاه #BTS #part:۲۴کنسرت خیلی عالی پیشرفت و لحظا...

#رمان #چشمان_سیاه #BTS #part:۲۳جیمین دستی به سر بلا کشید و ب...

21.جیمین: عومم اتفاقا تو راه که داشتم میومدم خریدم (دهنش پره...

#مافیای_منپارت سها/ت: باشه بابا انجامش میدم میزا: افرین دختر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط