{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 29
مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تهیونگ: داخل فکر بودم راستش حق باات بود من زیادی بهش سخت گرفتم انگار داره اذیت میشه نباید از خودم دورش کنم بیخیال شب باهاش حرف میزنم

ویو ات شب

ات: داخل اتاق بودم داشتم لباس عوض میکردم که تهیونگ اومد بادیدنش جیغ کشیدم و رفتم پشت پرده

تهیونگ: گوشم پاره شد چته؟

ات: مگه نمیبنی دارم لباس عوض میکنم برو بیرون

تهیونگ: از شوهرت خجالت میکشی من که اون شب همه جاتو دیدم

ات: اها راست میگی ولی الان دیگه پوشیدم.... اون چیه پشت دستت قایم کردی؟

تهیونگ: تاداانننن برات عروسک خریدم

ات: وایییییی تهیونگ مرسی زندگیم چرا زحمت کشیدی فدات بشم من

تهیونگ: کاری نکردم عشقم

ات: مرسی عزیزم...... رفتم جلو بغلش کردم و بوسه رمانتیک ی رو شروع کردیم...... تهیونگ به حرف هام فکر کردی؟

تهیونگ:خب ببین ات من فکر کردم و دیدم حق باتوعه من باید دیدم رو عوض کنم

ات: خوشحالم سر عقل اومدی

تهیونگ: امشب بریم یکم کارای خاک برسری کنیم

ات: هی نهههههههههههههههه

تهیونگ: ولی من میخوام

ات: داشت کم کم نزدیکم می اومد که لب زدم و گفتم من پ. ر. ی. و. د. م

تهیونگ: اه حیف شد

ات: اره
تهیونگ: یعنی توهم دلت بود
ات: ببین تهیونگ جان درد پ. ر. ی. و. د. ی. از درد زا. یمان هم بدتره پس بشین سرجات

تهیونگ: باوشهههههه

پارت بعدی پارت اخره
دیدگاه ها (۰)

part 30مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

سلام سیسی ها این رمان جدیدمونه مافیایی ژنرال: مافیایی ـ عاشق...

part 28مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 27مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت ۳ترکم کنات وقتی که شانزده سالش شد در همان شب در اتاق ته...

part 12مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط