{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 27

part 27
مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو شب داخل اتاق:
ات: روی تخت دارز شدم و باگوشیم ورمیرفتم
داشتم با جونگکوک چت میکردم تهیونگ داشت چتامونو میخوند داخل چت جونگکوک از سر دوستی گفت دوست دارم ومنم گفتم دوست دارم که تهیونگ شروع کرد

تهیونگ: اوووووو از کی تاحالاتو جونگکوک چت رمانتیک میکنید دوست دارم دوست دوارم میکنید

ات: تو الان چرا سرت داخل گوشی منه
تهیونگ: مگه من شوهرت نیستم

ات: جونگکوک از سر دوستی اون حرف روزد
تهیونگ: پس تو چرا گفتی منم دوست دارم
ات: خب جواب پیامش رو دادم میخواستی بهش بگم باش

تهیونگ: ات دلم نمیخواد به پسرا نزدیک بشی

ات: الان منظورت اینه که من هر. زه ام
تهیونگ: من اینو نگفتم
ات: تهیونگ بیافقط بگیریم بخوابیم
تهیونگ: باشه

ات: پشتم رو کردم بهش و چشمامو روی هم گذاشتم تهیونگ ازپشت بغلم کرد منم دستم و گذاشتم روی دستش و سیاهی مطلق........

ویو فردا
از خواب بلند شدم ولی تهیونگ خواب بود رفتم حموم و ی لباس برای دنس پوشیدم«لباس ات اسلاید بعد» موهامو حالت دادم، وبستم تهیونگ هنوز خواب بود رفتم روی تخت پیشش دراز شدم و انگشت اشارمو روی صورتش میکشیدم همین کار باعث شد بیدار بشه

تهیونگ: سلام بیب
ات: سلام،مستر کیم.... بغلش کردم وبوسه ی نرمی روی لباش گذاشتم وگفتم: پاشو برو حموم میخوایم بریم روی دنس swim کارکنیم

تهیونگ: چشم
دیدگاه ها (۳)

Destiny part 7

فیک تهیونگ

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۱✦ات ویوتمام مسیر برگشت از کمپانی فقط به حرف‌های ریچار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط