{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا و الصدیقین

بسم رب الشهدا و الصدیقین

گفتم:« تو نمی‌ترسی نصفه شب توی قبر؟».
البته حرف دلم که این نبود، حرف دلم این بود:« خوش به حالت که ستاره‌ای و نیاز به نگاه کردن ستاره‌های آسمون نداری! ».
دستش را گذاشت سر دیواره قبر تا بیرون بیاید. گفت:« آدم اگه بدونه که این جا جایگاه ابدیه، دیگه هیچ وقت از اون نمی‌ترسه. ».

شهید محمّدحسین اشرف

شادی روح شهدا امام شهدا صلوات
http://line.me/ti/p/%40yck0500m
لینک کانال ما در تلگرام
https://telegram.me/shahid313gomnam
دیدگاه ها (۳)

بسم رب الشهدا و الصدیقین:هوای امام رضـــا رو کرده بودم.اصرار...

کجایید ای شهیدان خدایی

بسم رب الشهدا و الصدیقینبعضیا مریضن...!!!اومد بهم گفت: " میش...

بسم رب الشهدا و الصدیقیندعای وقت خوابتازه چشممان گرم شده بود...

بسم رب الشهدا و الصدیقیناینم یک طنز شهدا تقدیم به شما عزیزان...

#داستان_من_با_برادر_شهیدمقسمت دومبسم رب الشهدا و الصدیقین او...

‍ #عاشقانه_شهدامحمدحسین را می‌شناختم😌 .می‌دانستم که سرباز مط...

ستاره ی آسمان هابسم رب الشهدا و الصدیقین دلم را به آسمان ها ...

بسم رب الشهدا و الصدیقینآقای عبداللهی ازگروه تفحص تعریف میکر...

بسم رب الشهدا و الصدیقینکاباره صبح یکی از روزها با هم به" کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط