{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسره میگفت : مادرمو بردم دکتر ریه تو شیراز...تا نشست دکتر

پسره میگفت : مادرمو بردم دکتر ریه تو شیراز...تا نشست دکتره گفت مادر قلیون میکشی؟

مادرم گفت: نه دستت درد نکنه تازه کشیدم اومدم

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@saeedsaeednia5637
دیدگاه ها (۱)

اگه یه روزی من کافه چی شدم،هیچ وقت به دو نفری که مدت طولانی ...

در محله مون حرف افتاده بود که دایی عاشق شده است!سنم کم بود ن...

توی این عکس قسمت سبزرنگ سرِ گوجه تداعی کننده پدر ایرانیه!!یه...

"من-تو-اومن و تو و او به مدرسه میرفتیم من میخواستم درس بخوان...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:78+پس چی بود؟ چرا پدر و مادرم...

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

سناریو قفل آبی پارت ۱

★彡   Part 3 彡★ ذهنم به گذشته برگشت. زمانی که فقط ۴ سالم بود ...

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

#ارباب‌سنگدل #پارت_33 روز ها در پی هم می‌گذشتند و بلاخره ...

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑𝟐ب۰ن:الهی دورت بگردم شکمو +حیح . بابایی ب۰ن:جون دلم +ا...

روباه کوچولوی من پارت شش ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚میخواستم فاکم رو کن...

وقتی مریض بودی ولی …

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط