{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت عجیبی ست...!!

حکایت عجیبی ست...!!
میگن اگه یه گرگ خواست بهت حمله کنه سریع عریان شو !!!
اونوقت فقط میاد تنتو بو میکشه و راهشو میگیره و میره..!!!

و تا اخر عمرش بوی تنتو از یاد نمیبره...
و اگه بازم تو رو ببینه از بوی تنت تو رو به یاد میاره....و بهت حمله نمیکنه...!!!
اما...امان از ادمیزاد...
عریان نشده تو را چنان میدرد..
که تا اخر عمرت فراموشت نشود...
دیدگاه ها (۱)

مَستِ عشقم کُنجِ آغوشت خدایی می کنم تا تو لیلای منی ، من پ...

مَــشــتـــی⇜ بـا دود بـــزرگ نـمـیــشــــــــے دودکــــش ި...

خواهر آقا تختی تعریف میکرد:که زمستون بود.دیدم بدون کاپشن اوم...

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸یک ماه بعد____________...

سناریو🥂

رمان

بررادر ناتنی فصل3part 7 دلهره ی شدیدی توی دل ات به وجود اومد...

#مافیا_عزیز_من#Part28عطر شکلات حالا کل فضای آشپزخونه رو پر ک...

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط