{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل گلپرهای نا آرام ِمریم دیده ای؟

مثل گلپرهای نا آرام ِمریم دیده ای؟
شب به روی شیشه های پنجره نم دیده ای؟ تا بحال از خود نپرسیدی چرا باران َتر است؟ چشم هایت را
درون چشم شبنم دیده ای؟ من نباشم گفته بودی سرد و سنگین میشود فاصله در فاصله در فاصله غم دیده ای؟ گاه گاهی مرز یک عشق ست گاهی یک هوس
اینچنین پیدا و پنهان ِ مسلم دیده ای؟
هی گره میبندی و وا میشود هی بی هوا
در اراده لحظه های سست و محکم دیده ای؟ خنده اش,اشک اش , هوایش ,حس گرمای تنش
عضوی از آدم بگو مانند آدم دیده ای؟ اینکه یک عالم برای لمس آن پرپر شوند یا مرا دیوانه تر از کل عالم دیده ای؟
دیدگاه ها (۱)

تهرانی ها را مسخره نکنیم پایتخت یک کشور نقطه عطف فرهنگ کشور ...

بیست و هفتم نوامبر سال 1770 میلادی کریم خان زند، وکیل ایرانی...

"مصدق در دادگاه لاهه" مصدق وارد شد و رفت روی صندلی نماینده ا...

شمع به کبریت گفت: از تو میترسم تو قاتل من هستی... کبریت گفت:...

من اومدم خوش اومدم بریم برای ادامهپارت²ویو ا.ت آروم آروم چشم...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

ابلیس

مثل گلپرهای نا آرام ِمریم دیده ای؟شب به روی شیشه های پنجره ن...

مثل گلپرهای نا آرام ِمریم دیده ای؟شب به روی شیشه های پنجره ن...

دلا باید که هردم یا علی گفت - نه هر دم بل دمادم یا علی گفتیه...

دوست دارم خنده ات را ، چادرت را بیشترهست زیبا سادگی از هرچه ...

خب لعنتی‌ها به صراحت میگویند اشیا از آنچه در آینه میبینید به...

داستان واقعی ، دخترخاله و پسرخاله ای بودن که از بچه گی با هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط