{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

?

?
امروز مامانم داشت سیب زمینی سرخ میکرد ،با قیافه ای مظلومانه بشقاب به دست رفتم پیشش میگم مامان دوتا سیب زمینی بهم میدی ؟؟


به همین سوی چراغ...دوتا سوخته شو بهم داده میگه برو دیگه!!


حالا من مونده بودم بهشون سس بزنم یا پماد سوختگی!! ?
دیدگاه ها (۴)

ازدواج دردناک دختر و پسر 8 و12 ساله-------------------------...

ﺍﮔﻪ ﻧﯿﻮﺗﻦ ﻋﺮﺏ ﺑﻮﺩ................ﺳﯿﺒﯽ ﮐﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﻣ...

تا حالا شده یه دختر بهتون بگه وای تو چقدر شلوارت پایینهبیا ب...

عاقا صبح تو اتوبوس خوابم برد ! یه دفعه کلم خورد به میله واسه...

ReconciliationPart ¹ حالم بد بود و داخل پتو به خودم پیچیده ب...

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط