رمان

#رمان

پارت 2

من هنوز عاشتم


♡~♡~♡~♡~♡~♡~♡~

ویو کوک

داشتم تمرین میکردم که گوشیم زنگ خورد  دیدیم نوشت ه 《مهم ترین شخص زندگیم❤》
داشتم از خوشحال پر در میا وردم جواب دادم

_الو

+الو سلام (نمیتونم اَفکرت درام🤣)

_سلام  عشقم کاری داشتی

+کوک میتونیم امروز همو ببینیم

_چرا که نه

+پس امروزساعت ۸ تو پارک....... میبینمت

_اوکی

+بای

_بای


ویوات

دیگه گریمم  نمیاد از بس گریه کرد
———————————————————

ساعت ۸

ویو ات

دیدیم ساعت هشته آمده شدم
راه افتادم سمت پارک
کوک رو دیدم بغضم گرفت
هرجو ری شدا بغضم رو قورت دادم رفتم سمتش-سلام عشقم

+سلام(سرد)

-چیزی شده

+اره(همه‌ی‌حرفاشو‌باسردی‌میگه)


-چیشده🤔

+ببین آقای جئون جونکوک من از اول بخاطر اینکه بازیت بدم باهت وارد رابطه شدم  واینکه تو کسی نیستی که من دوسش  دارم

-چیداری میگی(بغض)

+همینی که گفتم

-یا من فقط  برای بازی بودم 😭

(ببخشید پریدم وسط بهسشون ازین ببد احساسات شون رو با استیکر نشون میدم چون گشادیم میاد)

+اره فقط یه بازی بودی


-اما من عاشقت شدم لعنتی


+خداحافظ

-افتاد زمین و داشت 😭میکرد
دیدگاه ها (۰)

#رمان پارت3من هنوز عاشقتم♡~♡~♡~♡~♡~♡~♡~ویو اتسریع از پیشش رف...

میدونم دیره ولی تولدشون مبارک🥳

#رمانپارت 1من هنوز عاشتم♡~♡~♡~♡~♡~♡~♡~ویو ات+بابا من دوسش دا...

رمان

#𝓖𝓲𝓻𝓵_𝓶𝓸𝓯𝓲𝓪 𝓟25ویو کوکبه بچه ها خیره شدم ینی میشه از اون یدو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط