{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز دلم برای "داشتنت"

امروز دلم برای "داشتنت"
پر که نه،
پرپر میزند
برای " بودنت"
برای "آغوشت"
اینکه سرم را بگذارم روی شانه ات
بعد ببینی که چطور با همین شانه ات آرام میشوم...
امروز دلم
خیلی "تو" را میخوااااهد...
خیییییلی...
دیدگاه ها (۱)

....

...

ایـــــنم از زندگـــــے ما....!!!اونـــــے ڪه دوســــش نَـــ...

برایت اتفاق افتاده دنبال خودت باشی؟شبی مانند یک دیوانه در حا...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

گاهی دلم می‌خواهدبی‌خبر از همه‌چیز،فقط کنار تو بنشینم...نه ح...

کاری با دلم کردن😭 که دیگر برای هیچ کس.‌برای هیچ چیز اصرار نم...

گاهی دلم می‌خواهدبی‌خبر از همه‌چیز،فقط کنار تو بنشینم...نه ح...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

خدایا…دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.دوست...

پرسه در جنگل... شب...عمارت آرام و ساکت بود.ات روی کاناپه نشس...

پرسه در جنگل.... شب...بعد از اینکه هر دو کتابشان را بستند......

خواهر یه کوالا پارت ۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط