ای کاش شبی یاد مرا دست تو می داد

ای کاش شبی یاد مرا دست تو می داد
میروی شمع دلم جانش را دست تو می داد

هرگاه دلم لرزشی افتاد ز دستت
این تاب و توان و ضربان را دست تو می داد

مثل پروانه ی بی تاب دور تو گشتم
دیدم بال و پر سوخته ام را دست تو می داد

تک درخت خشکیده ی این باغ شدم من
زمانه باز تبرش را دست تو می داد

این غزل نیز دل تنگ مرا باز نکرد
ای کاش کسی این غزلم را دست تو می داد

سوختم و ساختم و آیینه ی شبها شدم
بین اینهمه احساس چرا سنگ دست تو می داد

افسوس نشد باشی و همدرد بمانی
ای کاش شبی یاد مرا دست تو می داد

#
دیدگاه ها (۱)

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

سلام بر تو ای موعود گیتی، ای نور امید دل‌های منتظرسلام بر تو...

آنچه با تو نگفته‌امـ راباران خواهد گفتــهزار سال دیگر همـبار...

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

🥺🖤 یا حسین... آرام کن قلبم راکه جز نام تو، پناهی برای این دل...

از دست تو 🫵💞گفتمش عشق منی، خندید و گفت از دستِ توبغض کردم، ب...

🍃دست من نیست دلم تاب ندارد بی تودیده ام تار شده خواب ندارد ب...

عاشقانه های شبنم

جاده بی راهه

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط