{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غمگینم همانند دلقکی که روی صحنه چشمش به عشقش افتاد که با

غمگینم همانند دلقکی که روی صحنه چشمش به عشقش افتاد که با معشوقه اش به او میخندیدند
دیدگاه ها (۲)

دیگه چی بگم ازدست بابا مامانم وای

توبخندهمه چی حل میشه

همراه اول چه کاراکه نمیکنه همه روباهم دوست کرده

ادم میتونه همه جور دلش خوش باشه

ایولا

مافیای من پارت ۱همه‌چی از همون کنسرت لعنتی شروع شد. وسطِ اون...

معشوقه و خدمتکار

تک پارتی✨صدای موزیک کل سالن رو پر کرده بود و نورهای صحنه مدا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p1صدای زنگ ساعت، برای سومین بار توی اتاق ...

پارت بیست‌و ششم | آسمانِ شبهواپیما در سکوت آرامی پیش می‌رفت....

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 120・⁠]⁠ᕗپر سوزش داد میزدم و ...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵¹این چیز ها الان اص...

#حکایت_قدیمی روزی، مردی به مهمانی «سلیمان دارایی» رفت. سلیما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط