میدانی جانم،
میدانی جانم،
کم پیدا می شود،کسی بیاید،
که وقتی می بینیش،لبخندت از گردی صورت بیرون بزند...
که وقتی تو را دید،
لبخندش از چشم هایش یک راست در قلبت بریزد...
که وقتی دستانش را گرفتی،
انگاری خدا در رگ هایت "ها" کرده باشد،
داغ شوی،
مست شوی...
که نفس هایش آرامت کند...
کم پیدا می شود،کسی بیاید،
که وقتی می بینیش،لبخندت از گردی صورت بیرون بزند...
که وقتی تو را دید،
لبخندش از چشم هایش یک راست در قلبت بریزد...
که وقتی دستانش را گرفتی،
انگاری خدا در رگ هایت "ها" کرده باشد،
داغ شوی،
مست شوی...
که نفس هایش آرامت کند...
- ۱.۴k
- ۳۰ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط