{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مخملی

مخملی

Part 33

کوک- خب مگه گذاشتی که لmست کنیم که اینجوری میگی؟ تو بزار ماهم همه کار برات میکنیم!
ته- مثلا چیکارا؟
کوک- بهت کلی لذt و حس خوب میدیم...میبریمت بیرون چیزای خوشگل می‌خریم برات...البته اگر اون گودزیلا بزاره! دختر لجبازت داشت منو میخورد!

تهیونگ با شنیدن حرفای جونگکوک راجب دخترش خندش میگیره.

ته- اخه میدونی اون خیلی درکش بالاست از همون اول که چشاش باز شد همه چیزو یادشه برای همین مواظبمه...قربونش بشممم
کوک- اون گودزیلای به تمام معناست! به من می‌گفت به مامانم نزدیک بشی جرت میدم!

تهیونگ با شنیدن این حرف بیشتر قربون صدقه ته‌یون میره.

ته- اخ قربونش بشممم...اون دو تا بچه گربه خنگول فقط به فکر خوردنن...عیش

تهیونگ خودشم خندش میگیره از حرفش.

کوک- اون دوتا بچه خیلی گوگولین البته پرنسس خودمون هم نازو گوگولیه اما بیشتر دعواییه
ته- دعواییه چون اگه دعوایی نبود من الان اینجا نبودم!
کوک- خداروشکر پس

جونگکوک، تهیونگ رو هدایت می‌کنه به سمت دوش و شروع می‌کنه شستن بدnاشون.
جونگکوک وقتی باkسرشو دراورد تهیونگ با نگاه خیره به درخته بین پاهاش خیره میشه..حالا چرا درخت؟؟ چون مثل یه درخت بلند و قطور بود!

ته- عام...اون درخته؟

جونگکوک با حرف تهیونگ سرشو میاره بالا به چشای آبی پسر نگاه می‌کنه.

کوک- چی درخته؟

مرد نگاه پسر رو دنبال می‌کنه مه میرسه به عض‍..‍وش.
خندش میگیره و به دسته بیلش اشاره میکنه.

کوک- اینو میگی؟

تهیونگ سرشو به تایید تکون میده.

ته- شایدم یه خرطومه؟؟

جونگکوک نیشخندی میزنه.

کوک- شاید برای تو اینجوری شده!

به ادامه شستن بدn تهیونگ و خودش میرسه که تموم میشه.

کوک- دخترتو خودت ببر حموم که اون پسرا نخورنش

تهیونگ اخم کمرنگی میکنه.

ته- ینی چی نخورنش؟؟
کوک- خب با چشاشون میخورن که چرا اون dوdول نداره!

تهیونگ پوکر فیس میشه.

ته- ماله تورو نشونشون میدم دیگه یاد میگیرن ازین سوالا براشون پیش نیاد...از بس دراز و گنده ای!

و درحالی که اروم میخندید با hوله دورش از حmوم خارج میشه و میره سمت کمد.
جونگکوک هم خارج میشه بعد از خشک کردن خودش لباس برمیداره تنش می‌کنه.

کوک- برای بچه ها باید بریم خرید کنیم اینجور نمیشه بچرخن

تهیونگ به در اشاره میکنه.

ته- فعلا بفرما بیرون لباس بپوشم من
کوک- عوم...نمیشه نرم..؟
ته- اره نری بعدش قشنگ و واضح تر دیدم بزنی؟

جونگکوک سرشو به تایید تکون میده.

کوک- آفرین عزیزم دقیقا!

تهیونگ چشاشو باریک میکنه و بند hولشو باز میکنه.

ته- ازونجایی که شیطونم باشه ولی اگه با چشای باز و وحشی ته‌یون رو به رو شدی به من ربطی ندااره!

تهیونگ hوله رو میندازه زمین.
دیدگاه ها (۲۰)

وقتی تو یه تهکوکری و حوصلت سر رفته و تصمیم میگیری که نقاشی ب...

مخملیPart 34جونگکوک با نیشخند خیره میشه به بدn گندمی پسر که ...

باتم های بلوند؛ تاپ های مشکیاسم اهنگ: В экстазе

ادامه part 34ته‌یون چشاشو باریک میکنه.ته یون- مامانم کو؟جونگ...

مخملیPart 45ته- یه چیزی بگم؟کوک- هوم چیه؟تهیونگ یکم فکر می‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط