{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

me My many years of lov

me: My many years of lov
Part:⑤⑨

ویو میونگ
از عمارت زدم بیرون رفتم داخل پارکینگ ماشین ها قفل ماشینو با یک کیلیک باز شد در جلو رو باز کردم و گربه رو گذاشتم روی صندلی شاگرد و درو بستم رفتم و خودمم نشستم و به سمت دامپزشکی حرکت کردم بعد ⁴⁰مین رسیدیم

روای دامپزشکی
گربه رو چک کردن و بعد هم بهشون گفتم وسایل مورد نیاز رو بهم بدن و هم حمومش کنن بعد چند مین حمومش کردن اوردنش خیلی کیوت شده بود کل کار هارو کردمو پولشو حساب کردم

ویو میونگ
اومدم خونه که مامانم با دیدن گربم یه ذوقی کردو اومد بغلش کردو کلی قربون صدقش رفت منم پوکر نگاهش میکرد که متوجم شد

&بین کی داره حسودی میکنه
☆مامان من خستمه هم باید برم شرکت میشه مواظبش باشی
&باشه حالا اسم چیه
☆امممم هنوز براش اسم انتخاب نکردم ولی بین دو اسم موندم بنظرت یوکی به معنی:برف
موری به معنی: جنگل
بنظر تو کدوم؟
&هر دوشون رو دوست دارم ولی به توجه به چشمای آبیش و سفیدش بهتره بزاریم یوکی چون هم معنیش یعنی برف مثل خودش
☆عاشق معزتم مامان من فعلاْ برم بابای(بوس میفرسته با دستش)
یوکی بای بای
یوکی: میو

ویو میونگ
رفتم ماشینو روشن کردمو راه افتادم حدود⁵⁰مین طول کشید تا رسیدم ماشینو پارک کردم داخل پارکینگ و درشو قفل کردم رفتم داخل شرکت داشتم راه میرفتم که یهو دیدم یه دختره که انگار کار کنان اونجا بود میخواست خود کشی کنه چون یک نامه گذاشت روی میزش و اشک هاشو پاک کرد و قدم برداشت به سمت پشت بوم منم آروم و بی سرو صدا دنبالش راه افتادم دختره سر سکو رفته بود که بیوفته که من دستمو دور کمرش حلقه کردمو کشیدمش به عقب تا نیفته از سکو اومده بود پایین سریع بغلش کردم که با تعجب. نگاهم میکرد میدونستم حالش چجوریه بهش گفتم

☆فقط بغلم کن و گریه کن حرف دلتو بزن خودتو راحت کن

ویو روای
دختره انقدر که غمگین بود که نتونست جلوی خودشو بگیره و اون کارو نکنه همون طور بغلش کردو بعد کلی گریه کردن از بغل آرامش بخش و گرم میونگ جدا شد چشمامش قرمز شده بودن زیر چشماش گود افتاده بود میونگ قطره های اشک های روی گونه دخترک رو با انگشت شصتش پاک کرد و با مهربونیت که میشود گفت انگار مادر اون دختر بود نگاهش کرد که دخترک یک لحظه غرض چشمای میونگ شد

☆قشنگم الان حالت خوب شد(چشمای مهربون و با صدای ملایم آرامش بخش)
نیا: شما خیلی مهربونید مثل مامان نداشتم شدید
☆(با لبخند) عزیزم من کار خاصی نکردم تو فقط نیاز به یه گریه و بغل با کسی که به حرفات گوش کنه داشتی
نیا: میشه باهاتون راحت باشم
☆البته هر جی بگی رو گوش میکنم بیا روی این نیمکت بشینیم
نیا: ممنون.... دیروز پریروز فهمیدم مامانم فوت کرده خیلی حالم بد شد فقط تنها چیزی که به ذهنم میرسید خود کشی بود بابام هم که فهمید خود کشی کرد الان هیچ
دیدگاه ها (۳)

me: My many years of lovادامه پارت⑨⑤ جاش نشده بودنیا: ممنون....

فداشون بشم من جوری که خوشحال شدم بخاطر کارشون مه دارم عررررر...

حتی اگه پسرم باشه میرینم روش چه برسه مرد باشه

منو سیسی خیالیم😌

p2. ...

پارت۱۳رز وحشی ات...با نور خورشید بیدار شدم رفتم صورتمو شستم ...

Name: lost heart Part :①⓪☆یک بدون اجازه نیا داخل اتاقم، دو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط