{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان دریای عشق

رمان دریای عشق
پارت ۱۳
ویو یونا
ناشناس: بین مرگ خودت و خانوادت یکی رو انتخاب کن
از ترس لرزیدم ، آدرسی واسم فرستاد
ناشناس: بیا و جوابت رو بگو و گرنه خودت و خانوادت رو با هم میکشم
آماده شدم و از خونه بیرون رفتم . رفتم به آدرسی که گفت، تو یه کوچه ساکت بودم که یکی داشت بهم نزدیک میشد
الکس : سلام بانو
یونا : الکس تویی ؟ لطفاً کاری با خانوادم نداشته باش
الکس : چه بهتر ، در اصل هدفم تو بودی
یونا : چرا این کار رو می‌کنی ؟
الکس : تهیونگ ، اون کل خانوادم رو کشت . کل باند گرگ رو نابود کرد ( با گریه ) رفیقشو کشتم ولی اندازه من از پا در نمیومد حالا می‌خوام زن آیندش رو بکشم
یونا : به رزی دروغ گفتی ؟
الکس: رزی فرق داره ، من عاشقشم
یونا : لطفاً بزار زنده بمونم ، اگه نمیشه چند روز بهم فرصت بده
الکس : اگه همه چی رو به تهیونگ بگی و بری تو بال و پرش چی ؟
یونا : من هیچ وقت زیر قولم نمی زنم. تهیونگ چرا خانوادت رو کشت
الکس: باند اسب و گرگ با هم جنگ داشتن
تو شک رفتم. الکس بهم فرصت داد و برگشتم خونه ، باورم نمیشد داشتم با یه قاتل ازدواج میکردم. رفتم رو تختم و خوابم برد

❤️ حمایت بشه ❤️
❤️ گزارش نشه ❤️
دیدگاه ها (۴)

رمان دریای عشق پارت ۱۴ویو یونا بیدار شدم . لباس ساده ای پوشی...

رمان دریای عشق پارت ۱۵ویو رزی الکس اومد دنبالم ، رفتیم یه رس...

رمان دریای عشق پارت ۱۲

دارم از خوشحالی سکته میکنمباورم نمیشه که فیکم آنقدر زیبا باش...

رمان دریای عشق پارت ۹ ویو رزی داشتم تو کوچه راه میرفتم . یون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط