لعنتی فهمیدنحالا چیکار کنم چی بگم من
لعنتی فهمیدن...حالا چیکار کنم؟ چی بگم من....
((کی نجاتت داد؟))
ا/ت عزیزم؟ خوبی؟
من: ک...کورو؟
کورو: خوبی؟
من: آره عزیزم😊
مامانش: یهو دیدم رنگت پریده نگرانت شدم.
من : من حالم خوبه مامان😊
باباش: خوبه
یهو کورو دستاشو دور شونم حلقه کرد جوری که دستش رو قلبم بود.
تو گوشم زمزمه کردم
کورو: وای چه تند تند میزنه؟
من:خب...
مامانش: میگم ا/ت تو میدونی چه اتفاقی افتاد که پسرم از حالت افسرده در اومد؟ آخه....کنما بهم گفت...به لطف دشمن عزیزش خوب شده....گمونم اون زمان هنوز دشمن بودید.
ویو کورو
ا/ت هول شد
ا/ت : نه نه نه اصلا این طور نیست من فقط یه بدرد نخور بی مصرفم که به درد هیچ گاری نمی خورم آخه چطور یکی مثل من میتونی یه آدم قوی مثل کورو رو از حالت افسرده در بیاره....من این کارو نکرد.
*نگاش کن مثل احمقا شدی کورو*
*دیوونه به حرف اون جن/ده گوش میکنی*
*بیخیالش شو*
*اون دختره هر روز با یکی میچرخه*
*اون لیاقت نداره*
*اصلا به این فکر کردی که براش مهمه یا نه؟*
*اون تو رو پس زد محبت و عشق و علاقت رو پس زد پس تو هم پسش بزن*
*وای تو دیوونه ای*
*بیا بریم*
*بهش فکر نکن*
*با این کارا به هیچی نمیرسی*
ور هین عوضی بودنش بازم مهربون بود. و بهم کمک میکرد ولی چرا این حرفو به خودش زد؟
___________________
ادامه دارد...
((کی نجاتت داد؟))
ا/ت عزیزم؟ خوبی؟
من: ک...کورو؟
کورو: خوبی؟
من: آره عزیزم😊
مامانش: یهو دیدم رنگت پریده نگرانت شدم.
من : من حالم خوبه مامان😊
باباش: خوبه
یهو کورو دستاشو دور شونم حلقه کرد جوری که دستش رو قلبم بود.
تو گوشم زمزمه کردم
کورو: وای چه تند تند میزنه؟
من:خب...
مامانش: میگم ا/ت تو میدونی چه اتفاقی افتاد که پسرم از حالت افسرده در اومد؟ آخه....کنما بهم گفت...به لطف دشمن عزیزش خوب شده....گمونم اون زمان هنوز دشمن بودید.
ویو کورو
ا/ت هول شد
ا/ت : نه نه نه اصلا این طور نیست من فقط یه بدرد نخور بی مصرفم که به درد هیچ گاری نمی خورم آخه چطور یکی مثل من میتونی یه آدم قوی مثل کورو رو از حالت افسرده در بیاره....من این کارو نکرد.
*نگاش کن مثل احمقا شدی کورو*
*دیوونه به حرف اون جن/ده گوش میکنی*
*بیخیالش شو*
*اون دختره هر روز با یکی میچرخه*
*اون لیاقت نداره*
*اصلا به این فکر کردی که براش مهمه یا نه؟*
*اون تو رو پس زد محبت و عشق و علاقت رو پس زد پس تو هم پسش بزن*
*وای تو دیوونه ای*
*بیا بریم*
*بهش فکر نکن*
*با این کارا به هیچی نمیرسی*
ور هین عوضی بودنش بازم مهربون بود. و بهم کمک میکرد ولی چرا این حرفو به خودش زد؟
___________________
ادامه دارد...
- ۹.۴k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط