{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقم..... اهل همین کوچه ی بن بست کـناری ،

عاشقم..... اهل همین کوچه ی بن بست کـناری ، که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ، تو کجا ؟ کوچه کجا ؟ پنجره ی باز کجا ؟ من کجا ؟ عشق کجا ؟ طاقتِ آغاز کجا ؟ تو به لبخند و نگاهی ، منِ دلداده به آهی ، بنشستیم تو در قلب و منِ خسته به چاهی...... گُنه از کیست ؟ از آن پنجره ی باز ؟ از آن لحظه ی آغاز ؟ از آن چشمِ گنه کار ؟ از آن لحظه ی دیدار ؟ کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت ، همه بر دوش بگیرم جای آن یک شب مهتاب ، تو را تنگ در آغوش بگیرم..
دیدگاه ها (۲)

تقدیم زندگیم🫂🧿🌐آندم که تو را در بغلم سفت بگیرم از هر نفست زن...

فراتر از خویش

💙کاش دورانمان کمی عقب‌تر بودمثلا یک قرن!من چادرِ گلدار سرَم ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

( last minute )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط