{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیاز دارم مدتی نباشم ؛

نیاز دارم مدتی نباشم ؛
سفر کنم به جایی که هیچ کسی را نشناسم ،
به جایی که هیچ کسی مرا نشناسد ...
دور باشم و رها
سبُک باشم و آزاد ...
آدم هایی را ببینم ، که هیچ تصور بدی از آنها ندارم ،
مسیرهایی را بروم ، که تا به حال نرفته ام ،
عطرهایی را بزنم ، که تا به حال نزده ام ،
و لباس هایی را بپوشم ، که تا به حال نپوشیده ام ...
در مکان هایی بنشینم ، که هیچ خاطره ای را برایم زنده نمی کنند ،
موسیقی هایی گوش کنم ، که مرا یادِ کسی نمی اندازند ،
و نوشیدنی هایی بنوشم ، که مرا بیخیال تر از همیشه کنند ...
نه به کسی فکر کنم ،
نه نگرانِ چیزی باشم ،
نه از پیشامدِ پیش نیامده ای بترسم !
من نیاز دارم مدتی در خنثی ترین حالتِ ممکن باشم ...
دیدگاه ها (۱)

من الان باید مست رو به دریا نشسته بودم، صدای ِ خنده‌یِ آدمای...

[ دلت که میگیره اشکات سرازیر میشن ولی وای به حال روزی که دیگ...

دلم میخواد یه بار دیگه برگردم به اولین باری که دستاتو گرفتم....

روزایی رو که زندگی می‌کنم، پوچ‌ترین لحظات عمرمه. سخت، تلخ و ...

فکر میکنید من ساده و ضعیف و احساسی هستم،در صورتی که اگر من ق...

این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتاده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط