{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر صباحی تازه گردد جان ما

هر صباحی تازه گردد جان ما

از نسیم طرهٔ جان پرورت

همچو جان وصل تو ما را در خورست

گر چه جان ما نباشد در خورت
دیدگاه ها (۱۵)

مگر بـه لطف لبت شعر من شکر بشودتو تر کنی لب و این شعر شعر تر...

من عاشق چشمت شدم، نه عقل بودو نه دلیچیزی نمیدانم از این دیوا...

گر برود جان ما در طلب وصل دوستحیف نباشد که دوست دوست‌تر از ج...

گر برود جان ما در طلب وصل دوستحیف نباشد که دوست دوست‌تر از ج...

گر هزاران دام باشد در قدم چون تو با مایی نباشد هیچ غممائده ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط