{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بار برایم نوشتی دوستت دارم ...

یک بار برایم نوشتی دوستت دارم ...
من هزار بار خواندمش ...
هزار بار ضربان قلبم بالا گرفت
هزار بار نفس در سینه ام برید ...
هزار بار در وجودم ریشه کرد
انگار که هزار بار شنیده ام
انگار که هزار بار نوشته ای ...
یک بار در آغوشت کشیدم
هزار بار خوابش را دیدم...
هزار بار تب کردم
هزار بار آرام گرفتم
انگار که هزار بار در آغوشم بوده ای ...
تو یک بار دروغ گفتی ...
من دروغت را هزار بار تکرار کردم ...
هزار بار رویا ساختم
هزار بار باور کردم
انگار خانه ام را روی آب ساخته باشم ...
من تو را هزار بار زندگی کرده بودم ...
هزار بار مُردم ...
من برای تو...
یک تب بودم...
یک تجربه...
و این من بودم که ...
از" یک" ، هزار ساخته بودم ...
دیدگاه ها (۶۷)

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 171♡⁠。⁠)⁩ حرفها...

عاشقانه های شبنم

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part7ترسیدم رفتم سمتش من:خوبی؟یهو سرشو آورد ب...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰¹با دست گرمش دستم رو گرفته بود..مثل ا...

پسر بد (63)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty one ویوی تهیونگ :اون شب ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط