{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بار برایم نوشتی دوستت دارم ...

یک بار برایم نوشتی دوستت دارم ...
من هزار بار خواندمش ...
هزار بار ضربان قلبم بالا گرفت
هزار بار نفس در سینه ام برید ...
هزار بار در وجودم ریشه کرد
انگار که هزار بار شنیده ام
انگار که هزار بار نوشته ای ...
یک بار در آغوشت کشیدم
هزار بار خوابش را دیدم...
هزار بار تب کردم
هزار بار آرام گرفتم
انگار که هزار بار در آغوشم بوده ای ...
تو یک بار دروغ گفتی ...
من دروغت را هزار بار تکرار کردم ...
هزار بار رویا ساختم
هزار بار باور کردم
انگار خانه ام را روی آب ساخته باشم ...
من تو را هزار بار زندگی کرده بودم ...
هزار بار مُردم ...
من برای تو...
یک تب بودم...
یک تجربه...
و این من بودم که ...
از" یک" ، هزار ساخته بودم ...
دیدگاه ها (۶۷)

ساعتِ عمر مــن افتاد و دگر کـــار نکرد هیچ کس یادی از این سا...

روی این دفتر نم خورده کاهی بنویسدرد دل یا که گله ،هر چه که خ...

گاهی که روبه روی دلت می نشانی ام با هر نگاه تا ته غم می کشان...

تنهایی‌ام را از غزل سرشار می‌کردتا زیر لب نام مرا تکرار می‌ک...

ی روز در حالی که مشغول زندگی کردن بودم مثل هرروز ناگهان صدای...

^فیک جونگکوک^(پارت۶۵)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط