{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی این دفتر نم خورده کاهی بنویس

روی این دفتر نم خورده کاهی بنویس
درد دل یا که گله ،هر چه که خواهی بنویس
آمدم تا که به حرف دل تو گوش کنم
حیف شد!باز تو بی پشت و پناهی ،بنویس
ساکتی،بغض نکن ! سخت دلم می گیرد
تو هم آواره ی این شهر سیاهی بنویس
قدر یک ثانیه در چشم تو جا می مانم
وقت تنگ است تو بی پشت و پناهی بنویس
من خبر از دل دریای نگاهت دارم
آب یک جرعه برای دل ماهی بنویس
و رسیدی تو به خطی که شروع باید کرد
باز با یاد خدا هر چه که خواهی بنویس
دیدگاه ها (۲۴)

چون سنگ ، شدی سبز نشستی سر راهمگفتی که من آن حاصل یک لحظه گن...

شبیه شادی دیوانگان، غم‌‌انگیزم ِرها شده‌ای پیش پای پاییزم اگ...

ساعتِ عمر مــن افتاد و دگر کـــار نکرد هیچ کس یادی از این سا...

یک بار برایم نوشتی دوستت دارم ...من هزار بار خواندمش ...هزار...

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

P : 15

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط