{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*راز دل*

*راز دل*


ماه وش : اروم ازش جدا شدم ار رو کاناپه حوله رو برداشتم
کیهان : کجا
- یه دوش بگیرم موهام خیلی اذیت می کنه
کیهان : خیلی بدی بدون من بهش چشم غره رفتم اونم اخم کرد وباهم زدیم زیر خنده
با لذت اتاق رو که غرق شمع وگلبرگ بود نگاه کردم
کیهان : برو دیگه‌
- خواستم حرف بزنم
کیهان بهم اشاره کردوگفت : اینجوری ؟!
لبخند زدم وگفتم : فقط خواستم بگم مرسی کیهان خوبه که هستی خوبه که انقدر بهم شادی میدی وارامش
کیهان لبخند زد واومد کنارم وگفت : می دونی که نفسمی
خندیدم
بغلم کردوگفت : بدون من هیچ جا نمیری
- بچه پرروی من
خندیدیم ورفتیم حمام اونجا هم عوض شده بود وخیلی قشنگ بود
- نمی خوای بگی که کار خودته انقدر رمانتیکی
کیهان : نه عزیزم کار ساراست خیلی هم خوش سلیقه بود وخبر نداشتیم
گذاشتم پایین
- کیهان
کیهان : جونم
- لباس خوابمومیاری انگار رو تخت بود
سری تکون داد ورفت تا رفت در حمام رو بستم پر وان گلبرگ بود آماده شدم رفتم تو وان بوی عطر گل های طبیعی واقعا آرام بخش بود من همیشه به این فکر می کردم چرا مارال خانم انقدر جون وخوشگله حالا رازش رو فهمیدم
کیهان : انقدر ساده ام مثله بچه ها گول تو رو خوردم
خندیدم
دیدم در باز شد اومد داخل وگفت : بهم میاد خنگ باشم
بهش خندیدلباس خواب رو آورد بالا وگفت : خوشگله اونم سفید
- برو کیهان دوش بگی...
اخمی کرد وگفت :تکرار کن بگو گفتی چی
- هیچی میگم اینجا خیلی رمانتیکه
لبخند زدوگفت: خودم رمانتیک ترش می کنم
خندیدم داشت لباسشو در میاورد رفتم زیراب یهو کشیده شدم بالا نگاش کردم اومد تو وان وکشیدم تو بغلش
کیهان :ماه وش
- جونم
کیهان : ببخشی امشب ناراحتت کردم می دونم دلخوری می دونم مثله خودم زود فراموش می کنی...دوست دارم
دستامو اورد بالا وپشت دستامو بوسید منم لبشو بوسیدم لبخند زد وهمراهی کرد
دیدگاه ها (۶)

*راز دل*ماه وش : پلک های سنگین شده از خوابموباز کردم از درد ...

*راز دل*کیهان : به پرستاری گفتم بیاد سروم ماه وش رو از دستش ...

*راز دل*کیهان : دستشو ببوس بعدم کنارش بنشین هر وقت اشاره کرد...

*راز دل*کیهان : اول خودم در رو باز کردم وگفتم : چشاتو باز نک...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.44یکم تعلل کرد ولی در ...

فیک تهکوک و ات (پارت ۱)(ویو ات)داشتم آماده میشدم که با رزیتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط