{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعتراف میکنم یه سری داشتم چایی میخوردم، قندم تموم شد.. یه

اعتراف میکنم یه سری داشتم چایی میخوردم، قندم تموم شد.. یهو داداشم واسم قند پرت کرد.. هول شدم چایی رو ول کردم، قند رو گرفتم :|
دیدگاه ها (۲)

ﺑﻪ ﻋــﺸـــــﻖ ﺩﺭ ﻧﮕــﺎﻩ ﺍﻭﻝ ﺍﻋﺘﻘـــــﺎﺩ ﺩﺍﺭی؟ ﻳﺎ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﺟ...

ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﻮﻧﻪ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎﻥ :ﺩﺧﺘﺮﻱ ﮐﻪ ﺁﺭﺍﻳﺶ ﺑﻠﺪ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﭘ...

صبح رفتم الکتریکی گفتم زنگ خونمون خرابه لطفا درستش کنید… گفت...

ایشالا که اسم همه ی عاشقا ...بره تو "شناسنامه" عشقشون ...

آخر وقت بود دیگه نزدیکای برگشت به خونه ، قندم افتاده بود به ...

spanish girl:6 فصل دوم

سناریو:زخم التیامی/پارت ۱(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان: ۴:۳۹)**م...

رمان : آیدل من پارت :«اخر»ویو «جونگکوک»کنسرت تموم شد .... می...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part29آروم چشاشو باز کردمنو که دید محکم بغلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط