{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کوفه سلاح و سنگ و تیر آوردند

از کوفه سلاح و سنگ و تیر آوردند
یک بغض نهفته از غدیر آوردند
دیدند کسی دوروبرش نیست،زدند
آقـای مـرا غـریب گـیر آوردند....
دیدگاه ها (۱)

قرار بود آقا فقط شهید شود قرار نبود شناسایی اش بعید شود ( ام...

....♥♥

يكي با نيزه اش از پشت ميزديكي با چكمه و با مُشت ميزدخودم ديد...

روزی ک اختران عشق همه بر روی نیزه شددانی چگونه سر عباس ب نیز...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

معرفی انیمه عاشقانه;

اسم رومان: باران خون

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت ۲۳ (پایان): سقوطِ امپراتوری ...

کابوی احمق:۲

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

دوپارتی درخواستی

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁸وای خدای من.از جذا...

پات۲۶رز وحشی ات ...رفتم تو اتاق کار جونگ کوک که و نشستم روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط