پناه
#پناه
P2
که کنار جاده وایستاده بود با شنیدن صدا مردا بدون دویید اون ماشین داشت حرکت میکرد تند دویید و ناخداگاه خودشو جلو اون ماشین پرت کرد که باعث شد راننده محکم ترمز کنه مرد چند دقیقه به دختر نگاه کرد اونم قبل از اینکه مرد دهنشو باز کنه دویید تو ماشینش
_هی چه غلطی داری میکنی
+آقا خواهش میکنم کمکم کنید
_چی؟برو بیرون از ماشین من(بلند)
+خواهش میکنم
پسر چند دقیقه به سر و وضع دختر نگاه کرد نفس عمیقی کشید که محکم به صندوق عقب ماشین چیزی کوبیده شد مرد سریع از ماشین پیاده شد و با مرد روبه روش نگاه کرد
_میدونی داری چه غلطی میکنی حروم زاده؟
؟اون دختر رو رد کن بیاد اون ماله ماست
پسر در ماشین رو محکم بست دستکشایه مشکی چرمشو در آورد
_بهتره اون دختر رو فراموش کنی اگه خیلی جونت برات ارزش داره
؟بهتره تو کار ما دخالت نکنی
_اگه تونستی بیا بگیرش
اون مرد به افرادش سرتکون داد اونام سمت کوک خیز برداشتن زور کوک از اونا بیشتر بود دست دو نفرشونو شکوند دندوناشونو خورد کرد یکی از افراد سمت در دختر رفت که موهاش از پشت کشیده شد و مشت محکمی تو صورتش فرود اومد این بزن بزن نتیجش شد فرار اون مردا پسر خودشو تکون داد و تمیز کرد و بعد دوباره رفت تو ماشین و راه افتاد تو ماشین سکوت مطلقی بود از جمع شدن دختر تو خودش تا چهره سرد و جدی پسر
P2
که کنار جاده وایستاده بود با شنیدن صدا مردا بدون دویید اون ماشین داشت حرکت میکرد تند دویید و ناخداگاه خودشو جلو اون ماشین پرت کرد که باعث شد راننده محکم ترمز کنه مرد چند دقیقه به دختر نگاه کرد اونم قبل از اینکه مرد دهنشو باز کنه دویید تو ماشینش
_هی چه غلطی داری میکنی
+آقا خواهش میکنم کمکم کنید
_چی؟برو بیرون از ماشین من(بلند)
+خواهش میکنم
پسر چند دقیقه به سر و وضع دختر نگاه کرد نفس عمیقی کشید که محکم به صندوق عقب ماشین چیزی کوبیده شد مرد سریع از ماشین پیاده شد و با مرد روبه روش نگاه کرد
_میدونی داری چه غلطی میکنی حروم زاده؟
؟اون دختر رو رد کن بیاد اون ماله ماست
پسر در ماشین رو محکم بست دستکشایه مشکی چرمشو در آورد
_بهتره اون دختر رو فراموش کنی اگه خیلی جونت برات ارزش داره
؟بهتره تو کار ما دخالت نکنی
_اگه تونستی بیا بگیرش
اون مرد به افرادش سرتکون داد اونام سمت کوک خیز برداشتن زور کوک از اونا بیشتر بود دست دو نفرشونو شکوند دندوناشونو خورد کرد یکی از افراد سمت در دختر رفت که موهاش از پشت کشیده شد و مشت محکمی تو صورتش فرود اومد این بزن بزن نتیجش شد فرار اون مردا پسر خودشو تکون داد و تمیز کرد و بعد دوباره رفت تو ماشین و راه افتاد تو ماشین سکوت مطلقی بود از جمع شدن دختر تو خودش تا چهره سرد و جدی پسر
- ۱۰۴
- ۰۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط