{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساده میبینم تورا هر شب به رویایی که نیست

ساده میبینم تورا هر شب به رویایی که نیست
میزنم دیوانه وار دل را به دریایی که نیست

مینشینی در برم محو نگاهت میشوم
بیخیال از غصه و تشویش فردایی که نیست

در کنار جوی آب و سایه ی آن بید مست
عشق بازی میکنیم در دشت و صحرایی که نیست

میزنم یک جرعه می از ساغر مژگان تو
جسم و روحم مست آن چشم فریبایی که نیست

هر شبم را تا سحر سر گشته ی کوی تو ام
مانده ام در حسرت رویای زیبایی که نیست

میسپارم دل به دستم مینویسم خط به خط
از معمای وصالت با الفبایی که نیست
دیدگاه ها (۴)

خسته ام از روزگار از چهره ام معلوم نیست؟خنده ام مصنوعی است،ا...

◆◇◆◇◆اگه این زندگی باشه اگه این سهمم از دنیاست ..من از مردن ...

پریشان خاطرم امشب , دلآرامم کجاست؟آنکه با عشقش بسوزاند...

شبی در شب ترین شبها، تو ماهم می شوی آیا؟تو تسلیم تماشای نگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط