{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کفتارنگاه مضحکه آمیزی به شیرکردوگفت:....!

کفتارنگاه مضحکه آمیزی به شیرکردوگفت:....!
سلطان آهویت راربودم،آیابازهم میگویی سلطانم!!!!
شیرلبخندی زدوگفت:....!!!
آهویی که باکفتاربنشیند....!
داشتنش برای من وخاندان شیرهاننگ است...!
دیدگاه ها (۱)

هیچ حسی قشنگترازاین نیستکه وقتی باهاش قهرینصفه شب یهو یه اس ...

نه کسی مثل اومیشود،نه خودش مثل قبل.....اوبیخیال من شده است.....

کفتار نگاه مضحکه آمیزی به شیر کرد و گفت:....!سلطان آهویت را ...

کفتار نگاه مضحکه آمیزی به شیر کرد و گفت:....!سلطان آهویت را ...

کفتار نگاه مضحکه آمیزی به شیر کرد و گفت:....! سلطان آهویت را...

کفتار نگاه مضحکه آمیزی به گرگ کرد و گفت:گرگ،آهویت را ربودم.....

سگ نگاه خنده داری به گرگ کردو گفت:آهویت راربودم...آیابازهم م...

کفتار نگاه مضحکه آمیزی به گرگ کرد و گفت:....! آهویت را ربودم...

کفتار نگاهه مضحکه امیزی به گرگ کرد و گفت..!!!!اهویت را ربودم...

کفتار نگاه مضحکی به شیر کرد و گفت : سلطان...! آهویت را ربودم...

کفتارنگاه طعنه آمیزی به شیرکرد و گفت.آهویت رابردم.دیگر ادعای...

کفتار نگاه مضحکه آمیزی به گرگ کرد و گفت:گرگ آهویت را رُبودمآ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط