{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت پارت

[قسمت ‌{2}پارت‌{4}]
+دید زدنتون تموم شد بانو...... وای سوتی دادم خیلی بهش خیره شدم سرمو انداختم پایین و رفتم سمت کمود لباسیم لباسمو برداشتم و رفتم توی حموم ک عوضشون کنم یک دقیقه بعد رفتم رو تختم نشستم آرسان هم رو صندلی داشت نمیدونم چی می‌نوشت
+امروز کلاس چطور بود؟!
_خوب بود مثل همیشه کلاس شما چطور بود؟!
+افتضاح بود..... با تعجب بهش نگاه کردم حتما امتحانشو گند زده
_گند زدی؟!
+چی رو؟!
_منو امتحانو دیگه
+آها نه امتحان ک خوب بود در زم من هیچ وقت امتحانامو گند نمیزنم برازنده ی یه آلفا نیست خودت ک میدونی.... آره دیگه تو آلفایی نبایدم امتحانتو خراب کنی
_پس چرا میگی افتضاح بود؟!
+چون کله کلاس بهم چسبیده بودن همشونم امگا فرمون هاشونو پخش میکردن (فُرمون:همون بوی امگایی ک پخش میشه و آلفا هارو تحریک میکنه البته توی الفاها هم هست ولی فرمون اونا برای محافظتِ) داشتم داغون میشدم دیگه توخودت یه امگایی حتما میدونی وقتی یه آلفا که تازه کامل شده دورش پر از امگا باشه چجوری میشه..... سرمو به نشونه ی تایید حرفش بالا پایین کردم ک اونم دیگه هیچ حرفی نزد و منم روی تختم دراز کشیدم و به سقف اتاق خیره شدم
دیدگاه ها (۵)

[قسمت {2}پارت{5}]*ارسان*تا خوده صبح داشتم به ماهتیسا فکر میک...

(قسمت{3}پارت{1‌}‌)به ماهتیسا نگاه کردم یه آرایش ساده با یه ل...

{قسمت(2)پارت(3)‌}*ماهتیسا*یعنی پوکیدم از خنده با بدن لخت برد...

قسمت)(1)پارت(اخر)*ماهتیسا*هوووف بلاخره رسیدم الان باید چیکار...

۳ عاشق از خواب بیدار شدم وای باید بلند شم دوباره برم مدسه خس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط