قسمتپارتاخر
قسمت)(1)پارت(اخر)
*ماهتیسا*
هوووف بلاخره رسیدم الان باید چیکار کنم؟! وژدان:خب دختره ی خنگ تاکسی بگیر برو سمت خوابگاه دیگه
_خفه وژدان عزیزم خب تاکسی گرفتم رفتم سمته خوابگاه یک ساعتی تو راه بودم ک رسیدم خوابگاه واای انگار دخترونه پسرونه قاطیه (خب عزیزم انتظار داری تو سویس جدا جدا باشه😐) منم خنگما خب اینجا ک ایران نیست خره رفتم سمت نگهبان خوابگاه جلل خالق زن بود
_سلام من ماهتیسا راد هستم میشه بپرسم اتاق من کجاست..... خداروشکر من زبون اینارو بلدم وگرنه باید مثل بز بهشون خیره میشدم(آخی دخترم زبونشونو بلده😂) زنه یه نگاه به لیست جلوش کرد
+بله خوش اومدین خانم راد این راهرو رو بپیچین به سمت راست اتاق 123
_ممنون.... خداکنه هم اتاقی نداشته باشم اگرم داشته باشم پسر نباشه همون راهی رو ک زنه گفت دنبال کردم رسیدم اتاق123 دره اتاق رو باز کردم (واو خوب ک گفتی ما بلد نیستیم در اتاق باز کنیم 😂) سه متر پریدم بالا یه پسر قد بلند بود ک داشت لباسشو تنش میکرد چرخیدم سمت در آخه زشت بود برو بر نگاهش کنم لباسشو ک تنش کرد چرخیدم سمتش
_ببخشید مگه اینجا اتاق123 نیست..... پسره برگشت یه نگاهی به من کرد منم با تعجب بهش نگاه میکردم چشمام اندازه ی کاسه شد این همون پسریه ک تو فرودگاه دیدیمش(😳👉🏻قیافه ی ماهتیسا همون لحظه)
این اینجا چیکار میکنه
*ماهتیسا*
هوووف بلاخره رسیدم الان باید چیکار کنم؟! وژدان:خب دختره ی خنگ تاکسی بگیر برو سمت خوابگاه دیگه
_خفه وژدان عزیزم خب تاکسی گرفتم رفتم سمته خوابگاه یک ساعتی تو راه بودم ک رسیدم خوابگاه واای انگار دخترونه پسرونه قاطیه (خب عزیزم انتظار داری تو سویس جدا جدا باشه😐) منم خنگما خب اینجا ک ایران نیست خره رفتم سمت نگهبان خوابگاه جلل خالق زن بود
_سلام من ماهتیسا راد هستم میشه بپرسم اتاق من کجاست..... خداروشکر من زبون اینارو بلدم وگرنه باید مثل بز بهشون خیره میشدم(آخی دخترم زبونشونو بلده😂) زنه یه نگاه به لیست جلوش کرد
+بله خوش اومدین خانم راد این راهرو رو بپیچین به سمت راست اتاق 123
_ممنون.... خداکنه هم اتاقی نداشته باشم اگرم داشته باشم پسر نباشه همون راهی رو ک زنه گفت دنبال کردم رسیدم اتاق123 دره اتاق رو باز کردم (واو خوب ک گفتی ما بلد نیستیم در اتاق باز کنیم 😂) سه متر پریدم بالا یه پسر قد بلند بود ک داشت لباسشو تنش میکرد چرخیدم سمت در آخه زشت بود برو بر نگاهش کنم لباسشو ک تنش کرد چرخیدم سمتش
_ببخشید مگه اینجا اتاق123 نیست..... پسره برگشت یه نگاهی به من کرد منم با تعجب بهش نگاه میکردم چشمام اندازه ی کاسه شد این همون پسریه ک تو فرودگاه دیدیمش(😳👉🏻قیافه ی ماهتیسا همون لحظه)
این اینجا چیکار میکنه
- ۹.۷k
- ۲۱ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط