themafiasnightslave
#the_mafias_night_slave
P11
جیغ کشید ات: هوی م ردیکه ع وضی چرا دیشب اینکارو باهام کردی هااا(داد)
هیون: دیشب تنبیهت کردم
ات: من چکار کردم که تنبیهم کنی هاااا
هیون: وقتی تکیون داشت بوست میکرد
ات: اون بهم تجاوز کرددددد
هیون: منم تنبیهت کردم
ات: خدایااااااااا صبر بده
هیون: خندید
ویو ات
منم لخ ت بودم و اون پیشم رو تخت دراز کشید و پاشد خواست حموم کنه که به بدنش خیره شدم واقعا بدنش س کسی بود
وقتی از حموم دراومد هم ل خت بود که وقتی دیدمش چشمامو گرفتم
هیون: هه دیشب بدن همو دیدیم که چرا خجالت کشیدی(پوزخند)
ات: خب دیگه برو لباس بپوش و بیرون برو تا من میرم حموم کنم
هیون: خب الان برو
ات: خب تو این اتاق یه شیطان داریم
هیون: این شیطانت پاکه ها
ات: هی ع وضی خفه میشی یا من میام خفت کنم
هیون: اوک من میرم(البته که لباساشو پوشید)
ات: واییی خدا چقدر درد داشت حتی نمیتونم راه برم خدا لعنتش کنه
بعد از حموم بیرون اومد و لباس پوشید و موهاشو خشک کرد و شونه زد که یکی یه سنگ پرتاپ کردو شیشه پنجره شکست و توی این سنگ یه برگه روش چسبیدن که وقتی این برگه رو باز کرد که از طرف.....
نظر درکامنت💜✨
P11
جیغ کشید ات: هوی م ردیکه ع وضی چرا دیشب اینکارو باهام کردی هااا(داد)
هیون: دیشب تنبیهت کردم
ات: من چکار کردم که تنبیهم کنی هاااا
هیون: وقتی تکیون داشت بوست میکرد
ات: اون بهم تجاوز کرددددد
هیون: منم تنبیهت کردم
ات: خدایااااااااا صبر بده
هیون: خندید
ویو ات
منم لخ ت بودم و اون پیشم رو تخت دراز کشید و پاشد خواست حموم کنه که به بدنش خیره شدم واقعا بدنش س کسی بود
وقتی از حموم دراومد هم ل خت بود که وقتی دیدمش چشمامو گرفتم
هیون: هه دیشب بدن همو دیدیم که چرا خجالت کشیدی(پوزخند)
ات: خب دیگه برو لباس بپوش و بیرون برو تا من میرم حموم کنم
هیون: خب الان برو
ات: خب تو این اتاق یه شیطان داریم
هیون: این شیطانت پاکه ها
ات: هی ع وضی خفه میشی یا من میام خفت کنم
هیون: اوک من میرم(البته که لباساشو پوشید)
ات: واییی خدا چقدر درد داشت حتی نمیتونم راه برم خدا لعنتش کنه
بعد از حموم بیرون اومد و لباس پوشید و موهاشو خشک کرد و شونه زد که یکی یه سنگ پرتاپ کردو شیشه پنجره شکست و توی این سنگ یه برگه روش چسبیدن که وقتی این برگه رو باز کرد که از طرف.....
نظر درکامنت💜✨
- ۸.۲k
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط