{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــــم کنم

قصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــــم کنم
شاه بیــت غـزلـم را ، ز ، تو ترسیـــم کنــم

قصد دارم بنویســم ز محبـــت ، از عشــق
ولی از قبــــل ، دلت را تهـــی از بیـــم کنم

قصــــد دارم غزلـم را بِسُـــرایــــم با عشق
مزد آن قلب تو را یک شبـــه تسلیــــم کنم

خواهشم برتو همین است بخوانی باعشق
تا دو چشمان پُر از اشک تو از سیــــم کنم

غزلم پُر شده از محنت و از درد و غمــــت
خواستم با نگـه مست تو چون ، نیــم کنم

غزلم گشت تمــــام و نفســـم بنــــد آمــــد
قصد دارم غم خود با تو چو تقسیم کنــم

گر چه سخت است برایم که ببینم اشکت
قصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــم کنم...
دیدگاه ها (۱)

برادر ناتنی

P27(۳سال بعد)ا/ت مقابل آینه ایستاده بود،کت و شلوار زنانه سفی...

قصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــــم کنمشاه بیــت غـزلـم ...

قصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــــم کنمشاه بیــت غـزلـم ...

قصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــــم کنمشاه بیــت غـزلـم ...

قصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــــم کنمشاه بیــت غـزلـم ...

......تقدیم به توقصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــــم کنم...

......تقدیم به توقصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــــم کنم...

قصد دارم غزلم را به تو تقدیم کنمشاه بیت غزلم را ، ز ، تو ترس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط