{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جیمین

جیمین
جیمین، ای نامی که در قلبم طنینی داشت،
چه شد که این‌گونه، غم در جان تو جا داشت؟
در آینه‌ی چشمانت، غمی کهن دیدم،
آتشی که شعله‌اش خاموش، ولی در سینه می‌لغزید.
هر لبخندت، نقابی بود بر اندوهی عمیق،
هر ترانه‌ات، نجوایی بود در دلِ شبی غریق.
دلم می‌خواست بدانم، زیرِ آن چهره‌ی ناز،
چه رازی نهان است، ای شکفته چون گُلِ باز؟
دستانت که می‌رقصید، در رقصِ درد،
روحت گویی در بند، از غم، پر درد.
مگر عشق چه کرد با تو، ای یارِ بی‌نوا؟
که رقصِ تنت شد، حدیثِ زارِ ما.
گاه حس می‌کردم، در سکوتِ نگاهت،
هزاران حرف ناگفته، جاری از آهت.
انگار پرنده‌ای بودی، در قفسِ تن،
که آرزوی پرواز داشت، به سویِ وطن.
می‌دانم که عشق، گاهی تیغِ دو دَم است،
شیرین و تلخ، همدمِ هر دم است.
تو آن را چشیدی، با تمامِ وجود،
و جز اندوه، نیافتی هیچ سود.
جیمین، ای پژواکِ غم در سکوتِ شب،
کاش می‌شد غمت را، با من تقسیم کرد.
کاش می‌شد دلِ پردردت را، کمی آرام کنم،
با واژه‌هایی که شاید، دردم را مرهم کنم.
اما تو رفته‌ای، و تنها خاطرت مانده،
یادِ آن چشمانِ غمگین، که دلم را سوزانده.
شاید روزی در بهشتِ رؤیاها،
بخندی بی‌غم، ای جیمینِ دل‌آرا.
دیدگاه ها (۰)

به نام جیمین، الهام‌بخشِ زندگانی(غزل)زِ نامِ جیمین، جانم گشت...

فالوکنین لطفا ایدی همه رو دارم

تو را که دیدم،جهان به شکل عجیبی آرام شد؛💫انگار کسی نسیمی از ...

به زیباترینِ زندگی‌امای آغازِ تمامِ روشنی‌ها،وقتی تو می‌خندی...

Portal of love Pt7وقتی که 8 سالم بود مادرم رو به دستور پدر ب...

#۲۴جیمین:"م...من....زدمش"نامی:"جیمین رسما ریدی"جیمین:"میدونم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط