{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.

نشد ...
گرچه می خواستیم هم نمی شد !!

عجیب وصله های ناجوری بودیم

من تو را
زیادی میخواستم و
تو قانع بودی به شب و صبحی بخیر

از دلمردگی اش که بگذریم
درس خوبی بود !

آموختیم که

" یکی زیاده خواه و دیگری قناعت پیشه "

جفتهای جوری در نمی آیند ...
دیدگاه ها (۱)

من زخم های بی نظیری به تن دارماما تو مهربان ترینشان بودیعمیق...

کفش های پاشنه بلند به کارم نمی آیدشیرینی بوسه هایمانبه خم شد...

این پاییزتورا کم دارد برای قدم زدن....وگرنهمن ادم خانه نشینی...

خخخخخ

My lovely neighbor part : ۳۹

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨سیلامممم به ناناصیز های راش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط