قاضی لحظهای شوکه میشود و متعجب به لیام نگاه میکند
"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴"
"𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟹𝟼"
قاضی لحظهای شوکه میشود و متعجب به لیام نگاه میکند
جناب لی شما این موضوع رو میدونستید و برای خانم لی پرونده تشکیل دادید ؟
لیام سرش را پایین میاندازد و میگوید :
لیام ــــ آقای قاضی موکل بنده این دادگاه رو برای بعد از فارغ شدنشون تنظیم کردن اما جناب کیم این تاریخ و تغییر دادن
اون وقت تکلیف اون بچه چی میشد جناب ؟ از سابقهی حرفهایه شما بعیده آقای لی !!
لیام حرفی نمیزند و قاضی دوباره میپرسد :
علت طلاقتون چیه ؟
لیام ــــ ازدواج مجدد جناب کیم
قاضی دستی به پروندهی کنار دستش میکشد و میگوید :
طبق قانون جناب کیم میتونن 𝟺 زن داشته باشن ، تا اونجاییم که بنده اطلاع دارم ازدواج ایشون با رضایت خانم لی بوده پس موضوع چیه ؟
ــــ نه
ناخودآگاه یک کلمهی دو حرفی از دهنم خارج میشود و همهی توجهات را به خود جلب میکند
چی نه خانم لی ؟
لبهای خشکیدهام را از هم فاصله میدهم و میگویم :
ــــ علت طلاقمون این نیست
پس چیه ؟
به طور ناگهانی حس میکنم حرف زدن برایم سخت است
دستی به گلویم میکشم و با صدایی که به زور شنیده میشود میگویم :
ــــ بهشون علاقهای ندارم
نگاهش نمیکنم اما متوجه میشوم که چگونه با حرفم شکست
متوجه میشوم که دستش مشت میشود و حتی متوجه نبض زدن شقیقیهاش هم میشوم
متوجه همهی اینها میشوم اما ذرهای از حرفم پشیمان نمیشوم
بلاخره به خود میآید و با صدایی که سعی میکند ولوم آن را کنترل کند میگوید :
تهیونگ ــــ جناب قاضی ایشون یک ماه پیش با وجود بارداریشون فرار کردن و من و از خودشون بیخبر گذاشتن اون وقت پررو پررو اینجا ایستادن و میگن که از من شکایت دارن
قاضی که حالا حسابی گیج شده بود میگوید :
خانم لی الان شاکیه اصلی این پرونده جناب کیمه ، ایشون هیچ خطایی انجام ندادند و کارهاشون از نظر قانون هیچ اشکالی نداشته اما فرار شما در حین بارداریتون جرم حساب میشه
"𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺 𝙶𝙾𝙳𝙳𝙴𝚂𝚂"
"𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟹𝟼"
قاضی لحظهای شوکه میشود و متعجب به لیام نگاه میکند
جناب لی شما این موضوع رو میدونستید و برای خانم لی پرونده تشکیل دادید ؟
لیام سرش را پایین میاندازد و میگوید :
لیام ــــ آقای قاضی موکل بنده این دادگاه رو برای بعد از فارغ شدنشون تنظیم کردن اما جناب کیم این تاریخ و تغییر دادن
اون وقت تکلیف اون بچه چی میشد جناب ؟ از سابقهی حرفهایه شما بعیده آقای لی !!
لیام حرفی نمیزند و قاضی دوباره میپرسد :
علت طلاقتون چیه ؟
لیام ــــ ازدواج مجدد جناب کیم
قاضی دستی به پروندهی کنار دستش میکشد و میگوید :
طبق قانون جناب کیم میتونن 𝟺 زن داشته باشن ، تا اونجاییم که بنده اطلاع دارم ازدواج ایشون با رضایت خانم لی بوده پس موضوع چیه ؟
ــــ نه
ناخودآگاه یک کلمهی دو حرفی از دهنم خارج میشود و همهی توجهات را به خود جلب میکند
چی نه خانم لی ؟
لبهای خشکیدهام را از هم فاصله میدهم و میگویم :
ــــ علت طلاقمون این نیست
پس چیه ؟
به طور ناگهانی حس میکنم حرف زدن برایم سخت است
دستی به گلویم میکشم و با صدایی که به زور شنیده میشود میگویم :
ــــ بهشون علاقهای ندارم
نگاهش نمیکنم اما متوجه میشوم که چگونه با حرفم شکست
متوجه میشوم که دستش مشت میشود و حتی متوجه نبض زدن شقیقیهاش هم میشوم
متوجه همهی اینها میشوم اما ذرهای از حرفم پشیمان نمیشوم
بلاخره به خود میآید و با صدایی که سعی میکند ولوم آن را کنترل کند میگوید :
تهیونگ ــــ جناب قاضی ایشون یک ماه پیش با وجود بارداریشون فرار کردن و من و از خودشون بیخبر گذاشتن اون وقت پررو پررو اینجا ایستادن و میگن که از من شکایت دارن
قاضی که حالا حسابی گیج شده بود میگوید :
خانم لی الان شاکیه اصلی این پرونده جناب کیمه ، ایشون هیچ خطایی انجام ندادند و کارهاشون از نظر قانون هیچ اشکالی نداشته اما فرار شما در حین بارداریتون جرم حساب میشه
"𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺 𝙶𝙾𝙳𝙳𝙴𝚂𝚂"
- ۶.۵k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط