لیام به دفاع از من میخواهد حرفی بزند که قاضی دستش را به معنای ...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴"
"𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟹𝟽"

لیام به دفاع از من می‌خواهد حرفی بزند که قاضی دستش را به معنای سکوت بالا می‌آورد

+ طبق قانون شما خانم لی باید برگردید هر جایی که همسرتون جناب کیم مشخص می‌کنن ، قضیه‌ی طلاق‌تون هم میره برای پس از فارغ شدنتون که اون هم مراحل گسترده‌ای داره

پشت بند حرفش چکش چوبی دستش را روی فلز چوبی‌نما می‌کوبد و با صدای رسا می‌گوید :

+ ختم جلسه

صدایش مانند زنگ خطر در گوشم می‌پیچد

لیام دستم را می‌گیرد و از سالن دادگاه بیرون می‌برد

مرا روی یکی از نیمکت‌های محوطه می‌نشاند و به سمت دکه‌ی کوچکی که گوشه‌ای بنا شده بود می‌رود

پس از لحظاتی با آب معدنی در دستش برمی‌گردد

قرص قرمز رنگی به دستم می‌دهد و مجبورم می‌کند با یک قلپ آب آن را قورت دهم

ضعف و سرگیجه داشتم و مطمئن بودم رنگم حسابی پریده است که لیام این گونه نگران است

لیام ــــ می‌دونستم اینجوری می‌شه

با بغض لب می‌زنم :

ــــ می‌دونستی رای دادگاه این می‌شه و هیچی نگفتی ؟ می‌دونستی مجبورم برگردم سر خونه زندگیم و هیچی نگفتی ؟

سکوت می‌کند و مهر تایید می‌زند بر روی تمام حدسیاتم

ــــ می‌دونستی قراره این اتفاقا بیفته و خودت و اینجوری سنگ رو یخ کردی ؟

خنده‌ی عصبی می‌کنم و ادامه می‌دهم :

ــــ لی لیام ، یکی از جوون‌ترین و برترین وکیل‌های فرانسه برای اولین بار در یکی از پرونده‌هایش شکست خورد

نمی‌دانم چه مرگم شده بود

انگار می‌خواستم عصبانیتم را روی لیامی که تا به الان همه جوره هوایم را داشت خالی کنم

با صدای بلند فریاد می‌زنم :

ــــ همه‌ی اینا رو می‌دونستی و هیچی نگفتی ؟

انگار طاقت او هم‌ به سر آمده بود که صدایش بالا می‌رود :

لیام ــــ آره آره می‌دونستم و هیچی نگفتم چون نمی‌خواستم پرپر شدنت رو ببینم نمی‌خواستم نابودیت و ببینم ، تو هر چقدرم بخوای انکار کنی بازم دوستش داری حتی اگه به خودتم دروغ بگی به من نمی‌تونی 

با جمله‌ی آخرش بغضم می‌شکند و در چشم بر هم‌زدنی صورتم خیس می‌شود

لیام که این حالتم را می‌بیند جلویم زانو می‌زند و دستش را زیر چشمانم می‌کشد و اشک‌هایم را پاک می‌کند

لیام ــــ اخه چرا این کار و با خودت می‌کنی دورت بگردم ، تو الان دیگه یه مادری ا.ت باید یاد بگیری به خاطر بچت از خود گذشتگی کنی اون بچه حق داره طعم داشتن پدر و بچشه

"𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺 𝙶𝙾𝙳𝙳𝙴𝚂𝚂"
دیدگاه ها (۴)

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟹𝟾"حق با لیام بود من اصلا به فکر آیند...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟹𝟿"لیام که متوجه حالم می‌شود زیر لب "...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟹𝟼"قاضی لحظه‌ای شوکه می‌شود و متعجب ب...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟹𝟻"تمام تلاشم این است که نگاهم را کنت...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟹𝟷"ــــ من با ایشون یه کار خیلی مهم د...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟹𝟸"تکخند جذابی می‌زند و دقیق در چشمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط