{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم ( اخر)

پارت دوم ( اخر)

در هفته‌های بعد، سارا مسئول مراقبت از جیمین شد. او در فاز شدید اختلال هویتی و پارانویا بود. گاهی از خواب می‌پرید و فریاد می‌زد:
ـ "اونا منو می‌برن! صداها… دارن میان!"

گاهی ساعت‌ها ساکت بود. فقط پنجره. فقط باران. فقط سکوت.

سارا در سکوت کنارش می‌نشست. بدون قضاوت، بدون اشک. فقط با حضور.

یک روز عصر، وقتی باران شدیدتر شده بود، جیمین ناگهان گفت:
ـ "سارا… تو رو اذیت کردم، نه؟"

او برای اولین بار، کامل و واضح اسمش را گفت. سارا یخ زد.

ـ "آره… ولی گذشته. دیگه مهم نیست."

جیمین لبخند زد. لبخندی خسته.
ـ "فقط می‌خواستم فرار کنم از همه چیز. از خودم. از شهرت. از تنهایی. فکر می‌کردم اگه با کسی دیگه باشم، صداهای توی سرم قطع می‌شن… اما فقط بدتر شدن."

اشک در چشمان سارا حلقه زد.
ـ "الان… هنوزم می‌شنوی‌شون؟"

جیمین سرش را تکان داد.
ـ "نه وقتی تو این‌جایی."


چند ماه گذشت. وضعیت جیمین نوسان داشت. یک روز خوب، سه روز کابوس. اما کنار سارا، آرام‌تر بود. آن‌ها هیچ‌وقت از عشق قبلی‌شان حرفی نزدند. چیزی مرده بود، اما چیز دیگری، شاید انسانی‌تر، از زیر خاکستر بیرون زده بود.

اما زمستان آن سال سردتر از همیشه بود.

سارا صبح زود به تیمارستان رسید. هرچقدر صدا زد، پاسخی نیامد. در اتاق شماره ۸ باز بود. جیمین روی تخت دراز کشیده بود. انگار که خوابیده باشد. اما دیگر نفس نمی‌کشید.

روی میز کنار تخت، نامه‌ای بود، با خطی لرزان:

"سارا...
تو تنها کسی بودی که تو سکوت من، موندی.
ببخش که اون زمان نفهمیدم چی داشتم.
حالا فقط آرزو دارم، تو صدای خودت رو، هیچ‌وقت گم نکنی.
ـ جیمین"


سارا بعد از آن، هر شب کنار پنجره‌ی دفتر پرستاری، به آسمان نگاه می‌کرد. بعضی شب‌ها، صدایی ضعیف در ذهنش زمزمه می‌کرد:

"با تو حس می‌کنم واقعیم…"

اما این بار، دیگر درد نداشت. فقط یک خاطره بود. یک زخمی که بالاخره، یاد گرفته بود با آن زندگی کند.


پایان
کامنت بزارید نظراتون برام مهمه ؟
دیدگاه ها (۳۱)

چند پاراتی درخواستی جونگکوک موضوع : اسلاید دوم ( اول از همه ...

پارت دوم اما این آخر قصه نبود.شاید برای کوک همه چیز یه لحظه ...

درخواستی جیمین موضوع : اسلاید دوم پارت اول باران روی شیشه‌ی ...

تو دقیقا زمانی که بهش نیاز داشتم ظاهر شدی نور و امید زندگیم ...

🍷مستی در شب🍷 🪐P33(آخر)🪐چند سال بعد سارا ۳ سالشه. مو...

my littel boy

ناپلئون گمشده(فصل اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط