جلاد
جلاد
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏
صدای مشت محکمی که روی صورت مرد نشست توی زیرزمین عمارت پیچید، مرد تعادلش رو از دست داد و روی زمین افتاد، خون از گوشه لبش سرازیر شد، با ترس سرش رو بالا آورد، مردی که روبهروش ایستاده بود حتی نفسش هم بالا پایین نمیشد
جئون دستش رو آروم باز و بسته کرد، چند قطره خون از روی انگشتاش روی زمین چکید، یکی از افرادش سریع دستمال سفید رو جلو آورد جئون بدون اینکه نگاهش کنه دستمال رو گرفت، خون روی دستش رو پاک کرد و زیر لب گفت
_همین بود؟
مرد روی زمین با التماس خودش رو جلو کشید
_ر...رئیس... به خدا دیگه تکرار نمیشه...
جئون نگاه سردش رو روی مرد ثابت نگه داشت
_من از آدمایی که یه اشتباه رو دوبار انجام میدن خوشم نمیاد
سکوت...
اون سکوتی که از هر داد زدنی ترسناکتر بود
همه محافظها سرشون پایین بود، هیچکس جرئت نمیکرد حتی پلک بزنه، انگار همه منتظر بودن ببینن رئیس این بار چه تصمیمی میگیره
چند ثانیه گذشت
جئون نفس آرومی کشید، با زبونش پیرسینگ گوشه لبش رو تکون داد، بعد بدون اینکه حتی یه بار دیگه به مرد نگاه کنه برگشت سمت در
_ببرینش
دو نفر سریع مرد رو از روی زمین بلند کردن، صدای التماسش کل زیرزمین رو پر کرده بود
_خواهش میکنم رئیس... یه فرصت دیگه بهم بدین...
جئون هیچ جوابی نداد
در فلزی پشت سرش بسته شد، همون لحظه همه آدمهای داخل زیرزمین نفس راحتی کشیدن، یکی از محافظها زیر لب گفت
_هر بار فکر میکنم بهش عادت کردم... ولی بازم از نگاهش میترسم...
محافظ کناری فقط سری تکون داد
_برای همین بهش میگن...
چند ثانیه سکوت بینشون افتاد
_...جئون جلاد.
____
اگه از این پارت خوشتون اومد، خوشحال میشم نظرتون رو برام کامنت کنین، خوندن کامنتهاتون کلی بهم انگیزه میده💋🤍
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏
صدای مشت محکمی که روی صورت مرد نشست توی زیرزمین عمارت پیچید، مرد تعادلش رو از دست داد و روی زمین افتاد، خون از گوشه لبش سرازیر شد، با ترس سرش رو بالا آورد، مردی که روبهروش ایستاده بود حتی نفسش هم بالا پایین نمیشد
جئون دستش رو آروم باز و بسته کرد، چند قطره خون از روی انگشتاش روی زمین چکید، یکی از افرادش سریع دستمال سفید رو جلو آورد جئون بدون اینکه نگاهش کنه دستمال رو گرفت، خون روی دستش رو پاک کرد و زیر لب گفت
_همین بود؟
مرد روی زمین با التماس خودش رو جلو کشید
_ر...رئیس... به خدا دیگه تکرار نمیشه...
جئون نگاه سردش رو روی مرد ثابت نگه داشت
_من از آدمایی که یه اشتباه رو دوبار انجام میدن خوشم نمیاد
سکوت...
اون سکوتی که از هر داد زدنی ترسناکتر بود
همه محافظها سرشون پایین بود، هیچکس جرئت نمیکرد حتی پلک بزنه، انگار همه منتظر بودن ببینن رئیس این بار چه تصمیمی میگیره
چند ثانیه گذشت
جئون نفس آرومی کشید، با زبونش پیرسینگ گوشه لبش رو تکون داد، بعد بدون اینکه حتی یه بار دیگه به مرد نگاه کنه برگشت سمت در
_ببرینش
دو نفر سریع مرد رو از روی زمین بلند کردن، صدای التماسش کل زیرزمین رو پر کرده بود
_خواهش میکنم رئیس... یه فرصت دیگه بهم بدین...
جئون هیچ جوابی نداد
در فلزی پشت سرش بسته شد، همون لحظه همه آدمهای داخل زیرزمین نفس راحتی کشیدن، یکی از محافظها زیر لب گفت
_هر بار فکر میکنم بهش عادت کردم... ولی بازم از نگاهش میترسم...
محافظ کناری فقط سری تکون داد
_برای همین بهش میگن...
چند ثانیه سکوت بینشون افتاد
_...جئون جلاد.
____
اگه از این پارت خوشتون اومد، خوشحال میشم نظرتون رو برام کامنت کنین، خوندن کامنتهاتون کلی بهم انگیزه میده💋🤍
- ۲.۰k
- ۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط