{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p7
گون شیک درحالی که دستش رو روی ساعدش، درست
همونجایی که تهیونگ گازش گرفته بود میکشید سمت کلاس رفت.
گون شیک حس کرد از چیزی عقب افتاده. همه داشتن راجب چیزی صحبت میکردن، بعضی ها با احساس نفرت، بعضی ها با ذوق. اما گون شیک راجبش نمیدونست.
- هی بچه ها، از چیزی عقب موندم؟
صندلیش رو عقب کشید و گفت.
نماینده ی کلاس براش همه چیز رو توضیح داد.
رنگ هاله گون شیک بین بنفش و سبز پر رنگ ( عصبانی بودن و حسادت ) می‌چرخید‌. بچه ها عکسی که از تهیونگ تو بغل جونگکوک گرفتن رو نشون دادن.
گون شیک عکس هارو برای خودش فرستاد.
- می‌دونم چطور ازشون استفاده کنم.
این رو گفت و از جاش پاشد.
ـــــــــ
تهیونگ بی صدا تو ماشین جونگکوک‌ خوابیده بود.
از اونجایی که صورت تهیونگ به هر دلیلی سرخ بود و عرق از گردن و پیشونیش سر می‌خورد جونگکوک ماشینش رو خنک‌نگه داشته بود.
نیم ساعت بعد
حدودا ۲۰ دقیقه بود که جونگکوک جلوی در خونه ی تهیونگ بود. اینطوری نبود که خودش علاقه ای به صبر کردن داشته باشه؛ اینطوری هم نبود که دلش نخواد اون بوی تمشک شیرین رو بیشتر حس کنه.
- تهیونگ... تهیونگگ...!!
صداش کرد ولی مثل اینکه خواب تهیونگ خیلی عمیق بود.
- تهیونگگ!!! تهیونگگ...!!
این بار تهیونگ از خواب پرید.
+ چی شده؟
- هیچی.. فقط باید بیدارت میکردم تا بری خونه..
جونگکوک عقب کشید و گفت.
+ بیخیالل جونگکوکک فقط ۵ دقیقههه
- جونگکوک؟
+ اره دیگه.
- نظرت چیه استاد یا آقای جئون صدام کنی؟
+ بیخیال جونگکوک الان که تو مدرسه نیستیم.
جونگکوک‌ هوفی گفت.
تهیونگ سعی کرد در ماشین رو باز کنه.
- قفله.. بذار بازش کنم.
این بار در باز شد.
تهیونگ بدون اینکه چیزی بگه پیاده شد و لب هاش رو آویزون کرد.
- میخوای بذاری تنهایی برم؟
+ چیزی نیاز داری؟
هاله ی دور تهیونگ آبی ( غم ) شد. تهیونگ همونجا رو زمین نشست. چشماش همینطوری هم برق میزدن،. حالا که یه لایه اشک چشم هاش رو پوشونده بود انقدر شفاف بود که جونگکوک‌ خودش رو اون تو خیلی واضح می‌دید.
تهیونگ داشت گریه میکرد. جونگکوک‌ جلوش زانو زد و بازوش رو گرفت.
- هی هی.. کیم، پاشو.. اینجا جاش نیست.
امگا ها موقع هیت حساس میشدن.
+ من همش...هق..هققق.. سعی میکنم...هقق توجهتو جلب کنمم
ولی تو به من محل نمیدییی نیمیخواممم
دیدگاه ها (۳)

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p7نمی‌دونم چطور گذ...

#in_your_eyespart_11۱ویو کایلاخونه از همون صبح شلوغ شده بودچ...

p3 *پرش زمانی به بعد کلاس*ا.ت:جانم تهیونگ کاری داری؟ تهیونگ:...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. تهیونگ با یقه ی پی...

پارت نهم صبح ویو جونگکوک: اووف چقدر بدنم درد میکنه هنوز خواب...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟕ویو اِریاصدای قدم‌ها هر لحظه نزدیک‌تر ...

وقتی پریود میشه part 1

ادامه پارت ۲تهیونگ به کفِ سنگیِ خونه نگاه کرد. اون واقعاً به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط