{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p9
حل کردن اون سوال به شنیدن این حرف از زبون
جونگکوک‌ می ارزید.
- تهیونگ، کلاس که تموم شد بیا دفتر معل- نه نه تو کلاس بمون یه کاری باهات دارم.
تهیونگ با این فکر که جونگکوک یادش افتاده دفتر معلما رو بلد نیست و برای همین نگفت به دفتر معلما بره لبخندی زد.
واقعا هم هنوزم یاد نگرفته بود دفتر معلم ها کجاست. با اینکه همین دیروز رفته بود.
- باشه.
تهیونگ گفت و لبخند محوی زد و هاله ی زرد ( شادی ) دورش پر رنگ تر شد.
( وقتی که رنگ هالت پر رنگ تر بشه یعنی احساسات شدید تری تجربه می‌کنی.)
۴۵ دقیقه گذشته بود. زنگ خورد و بچه ها از کلاس بیرون رفتن. تهیونگ‌ توی کلاس موند. این چیزی بود که جونگکوک‌ میخواست.
جونگکوک پوشه هاش رو مرتب میکرد و همون موقع تهیونگ جلو اومد.
+‌چی کارم داشتی جونگکوک؟
- فقط میخواستم بدونم چیزی نیاز نداری؟
تهیونگ لب باز کرد تا چیزی بگه ولی جونگکوک چشماش چرخید و حرفشو قطع کرد.
- هی، شماها که اون پشت فال گوش وایسادید، دارم میبینمتون.
گون شیک، هوانگ، مینجی و چند نفر دیگه از پشت در بیرون اومدن معذرت خواهی کردن و دویدن.
بیام تا جفتت که خودمم رو بذاری کنار؟
- آخخ اگه بدونی چقدر صبر کردم برات چون هنوز کوچولویی
*پارت حذفی*
همون موقع گوشی جونگکوک‌زنگ خورد. تهیونگ تو بغل جونگکوک افتاد و جونگکوک تماس رو جواب داد.
- آقای جئون معنی این کارا چیه؟
مدیر مدرسه بود.
+ معنی کدوم کارا؟
- بهتره گوشیتون رو چک کنید.
جونگکوک‌ گوشیش رو چک کرد و با صدها نوتیف از طرف والدین عصبانی رو به رو شد.‌
+ چی شده؟
آقای مدیر پستی رو برای جونگکوک فرستاد و جونگکوک بازش کرد.
با عنوان « معلمی که از دانش آموزش سو استفاده کرد »
+ معلمی که از دانش آموزش سو استفاده کرد؟
- این نباید درست باشه‌. اگر شغلتون رو دوست دارید سفت بچسبیدش و یه دلیل منطقی برای این بیارید.
و تلفن رو روی جونگکوک‌ قطع کرد.
اگر جونگکوک با تهیونگ که گردنش کبود بود از کلاس بیرون می‌رفت اوضاع از این که بود بدتر می‌شد.
نمیتونست هم ولش کنه.. اون تازه مارک شده بود و این کار احمقانه رو گرگش انجام داده بود.
تهیونگ بی هوش نشده بود. فقط حالش واقعا بد بود.
- متاسفم.. نباید الان مارکت میکردم.
جونگکوک‌ خم شد و در گوش تهیونگ گفت.
+ نباش. من که راضیم.
جونگکوک خنده ای کرد و از کلاس بیرون دوید.‌
دیدگاه ها (۶)

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p10دستاش تقریبا میلرزید، نباید شغلشو از دست می‌...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p11جونگکوک نفس عمیقی کشید. او می‌دونست اگه حتی ...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p8- تهیونگ.. من دارم بهت محل میدم.. فقط بلد نیس...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p7گون شیک درحالی که دستش رو روی ساعدش، درست همو...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p3کم کم بوی تمشک شیرینش تو کل کلاس پخش شد. + ا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط