{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی
دل مست سر کوی تو بود و تو نبودی

از حنجره ی عشق صدای تو شنیدم
گوشم به هیاهوی تو بود و تو نبودی

بر شاخه ی گل‌بوته ی تن تا نفسی داشت
دل قمری یاهوی تو بود و تو نبودی

بر گونه ی من گرد غریبانه مهتاب
آمیخته با بوی تو بود و تو نبودی

وقتی غزل چشم سیاه تو سرودم
شب مطلع گیسوی تو بود و تو نبودی

بی می سر من مست چنان بود که هر سنگ
ناز سر زانوی تو بود و تو نبودی

رفتم ز خود آن‌گونه که اندیشه بودن
باریک‌تر از موی تو بود و تو نبودی

آخر سر خود بر سر دیوار شکستم
مه آینه روی تو بود و تو نبودی
دیدگاه ها (۶)

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

نگاهت می کنم شاید، هنوزم عاشقم باشیکجا پر میکشی از من ،تو که...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط