{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به بدرقه ات

به بدرقه ات
من آب ریختم
و هنگامی که رفتنت را تماشا می کردم
دیدم تمام درختان کوچه
وقتی از کنارشان رد می شوی
پشت پایت برگ می ریزند
و تمام پرندگان زمین
وقتی از مقابل شان می گذری
پر می ریزند
تو رفتی
همه تنها شدیم
من
درخت ها
و پرنده ها

علیرضا روشن 
دیدگاه ها (۳)

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²²﴿ویو راوی﴾صبح روز بعد...ات با حال و هو...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت14ویو کوکبارون ...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

dark life = 38

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط