اوایل وقتی میرسوندمت خونه٬

اوایل وقتی میرسوندمت خونه٬
وقت رفتن
به آدم هایی که تو کوچتون زندگی میکردن حسودی میکردم...
به هم محلی هاتون ,
که هر از گاهی می تونن تصادفی تماشات کنن ,
یا همسایه ها٬
که از یک طبقه بالاتر یا پایین تر٬
صدای خنده هات رو میشنون ...
بعد٬ کم کم به خانوادت حسودیم شد...
به اونها که هر چقدرم باهاشون دعوا کنی
باز سر یک سفره کنارت میشینن ...
یک روز وقتی خداحافظی کردی
و تنهایی رفتی سفر٬
تو فرودگاه از پشت شیشه به گل سرت٬
به کیف پولت به کوله پشتیت حسودی کردم..
فکر کن؟
به اونها که جون ندارن اما همیشه همراهتن ...
.
روزگار من از وقتی دیدمت
دو قسمت شده ...
اون قسمتش که نیستی رو
به تو فکر میکنم
و اون قسمت که هستی رو
من میتونم جز تو به چیزهای دیگه ای هم فکر کنم ..
وقتایی که نیستی رو بیا راجع بهش حرف نزنیم٬ اما وقتهایی که هستی رو تازه میتونم مثل آدمهای دیگه زندگی‌کنم ...
#امیرعلی_ق
دیدگاه ها (۱)

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

تو چجور آدمی هستی آسوکا؟!چطور تونستی انقدر خوب دروغ بگی!؟من ...

جیمینا واقعا ۳۱ سالت شد ؟ جیمین تو برای من فقط یه خواننده یا...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

My lovely neighbor part : 64

شاهکاری به نام دروغ

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

My lovely neighbor part : ۸۰

https://wisgoon.com/jounkookjk-vخیلی خیلی دوستت دارمممتو دقی...

(✨امروز روزیه که جهان هستی نورانی شد و طعم خوشبختی رو چشید✨)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط