ات با خودش گفت او دیگر مرا دوست ندارم پس بهتره که از ای ...
ات با خودش گفت او دیگر مرا دوست ندارم پس بهتره که از ای دنیا بروم
ات چاقو را روی رگش گذاشتم و تا آمد رگش را ببرد صدای در به گوشش رسید و دید آن فرد جیهوپ بود
جیهوپ:نباید اونجوری باهاش حرف میزدم پس رفتم خونه و با صحنهای که دیدم خون توی رگام منجمد شد اون ات بود که داشت رگ دستش را میزد
ادامه دارد
ات چاقو را روی رگش گذاشتم و تا آمد رگش را ببرد صدای در به گوشش رسید و دید آن فرد جیهوپ بود
جیهوپ:نباید اونجوری باهاش حرف میزدم پس رفتم خونه و با صحنهای که دیدم خون توی رگام منجمد شد اون ات بود که داشت رگ دستش را میزد
ادامه دارد
- ۱.۷k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط