{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان لیچا

رمان لیچا

پارت ۸

فردا
حلیمه:خواهر خواهر پاشو
فاطمه:آخ سرم دوباره همون خواب رو دیدم
حلیمه :نگران نباش به زودی میفهمی
فاطمه:واقعا چی کار کردی
حلیمه:گفت بریم ولی مامان چطوری راضی کنیم نفهمه
فاطمه :کاری نباش می‌دونی که باید کجا بریم من مامانم راضی میکنم بدونه اینکه بفهمه
حلیمه:اره می‌دونم پس بریم
فاطمه:مامان ما خواهرانه می‌خوایم بریم بیرون بعد هم میریم اسب سواری
بالا:نمیشه همین دیروز میخواستن تورو بکشن دخترم چطور الان بزارم بری
فاطمه:مامان من میتونم از خودم مراقبت کنم
بالا :اره با آسیب زدن به خودت دستت رو یادتت نیست
فاطمه:اون یه زخم ساده بود
بالا:فاطما
فاطمه:باشه بابا قبول زخمش یکم زیادی عمیق بود ولی الان که مراقبم
بالا:ببین دخترم دیروز به کمک اون مرد خوب تونستی زنده بمونی که تازه معلوم نبود کی بود
فاطما: نفهمیدین کیه
بالا:نه
فاطمه:مامان میشه اینو حداقل بسیارید به من اون رو بیدار به من الآنم می‌خوایم بریم بیرون لطفا نه نگو
بالا:دختره لجباز باشه ولی مواظب خودت باش
فاطمه:باشه بریم
حلیمه :بریم

فاطمه:این جاست
حلیمه:اره نگران نباش آدم مطمعنی هست
فاطمه و حلیمه رفتن تو
..:سلام فاطمه خاتون توضیح بدید خوابتون رو و اون فرد رو
فاطما:....
دیدگاه ها (۱)

پارت چهار هانا: ممنون راستی خانواده من هم میانیونگی: آره میا...

BTS Reaction اداستان:تو عضو هشتم BTS هستی و بعد از یه دعوای ...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۷----------------------------------------⭐🌕...

سناریو: وقتی یه حشره دیدی و بهشون میگی بیا بکشش:نامجون : کجا...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

‏🐺[۱۱:۵۲ به وقت کره]•۳ عکس•تادااآه، در مقایسه با دیروز، زانو...

پارت ۱۷

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۴$چند دقیقه بعد زنگ خور کایرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط