{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از عقابی پرسیدند:

از عقابی پرسیدند:
آیا ترس به زمین افتادن را نداری؟
عقاب لبخند زد و گفت :
من انسان نیستم که با کمی به بلندی رفتن تکبر کنم!
من در اوج بلندی ،نگاهم همیشه به زمین است ...
دیدگاه ها (۱۰)

ای مهربانتر از من با من در دستهای تو آیا کدام رمز بشارت نهفت...

aqa D!r residim Khod koshi kard Bande KHoda

نامه ی عاشقانه ثریا به استاد شهریار ((بسیار زیبا و پر احساس ...

چند سالیه ترجیح میدم اگه قراره با کسی بحث کنم یاسرشاخ بشم یک...

_____پارت²⁰ نفرین کوچولو_____لوسیفر یک قدم از دل تاریکی بیرو...

𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟒𝟎 (last part)چند ماه بعد...همه‌چیز تغییر ...

چند پارتی پارت ۵ بارون هنوز می‌بارید، اما هیچ‌کدوممون عجله‌ا...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب دیگه نمی‌خوام ...

چندپارتی تهیونگ

...My evil angel...پارت ¹⁴🪽🔥 فصل دومکوچولو🎀...صبح روز بعد......

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐بعد از رفتن مهمون‌ها سوار...

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒باران دوباره شروع شده بود.همان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط