{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season¹
PART¹²

(نایون+)(جونگکوک–)(پدر جونگکوک=)(مادر نایون≈)
جونگکوک وقتی نایون خوابید آروم بلند میشه تا نایون رو بیدار نکنه و لبخندی به حالت خوابیده نایون میزنه و موهاش رو که ریخته بود روی صورتش رو عقب به پشت گوشش میزنه
–مهم نیست چقدر بقیه مخالفت کنن و یا حتی اگر باعث بشه پدرم منو طرد کنه من به دوست داشتنت ادامه میدم و در آخر خودم باهات ازدواج میکنم...
براش مهم نبود نایون خوابه و حرفاش رو نمیشنوه...بلند شد و لباس هاش رو از روی زمین برداشت و پوشید و به آرومی از تراس نایون به تراس اتاق خودش پرید و رفت داخل اتاقش و مشغول گوشیش شد...حدودا 40 مین گذشت که یه نفر در اتاقش رو زد،جونگکوک خیال کرد یا نایونه یا خدمتکار رفت در رو باز کرد و با دیدن پدرش کمی متعجب شد
–چیزی شده پدر؟
=بیا طبقه پایین می‌خوایم بریم خرید برای عروسی
–اما پدر شما که عادت نداشتید برای خرید برید بیرون و معمولا مغازه ها رو میاوردی خونه
=میدونم اما مادر نایون عاشق رفتن به خریده و منم نمیتونم دلش رو بشکنم
–اما چرا باید من هم بیام؟
=چون باید لباس ساقدوش ها رو هم انتخاب کنید...راستی درب اتاق نایون هم در زدم اما جواب نداد
–نمیدونم احتمالا خوابه
=خواب؟اونم ساعت 17 عصر؟
–آره دیگه
=من نمی‌دونم چطور اما بهتره بیدارش کنی و هردوتون تا 20 دقیقه دیگه بیاید طبقه پایین!
–بله پدر!
جونگکوک در اتاقش رو بست...از این که پدرش مدام بهش دستور بده کلافه بود و نمی‌خواست نایون رو از اون خواب ناز بیدار کنه ولی چاره ای نداشت پس گوشیش رو برداشت و به نایون زنگ زد چون نمی‌خواست بره توی اتاقش و مزاحمش بشه...بعد از بوق چهارم نایون با صدایی خواب آلود جواب داد
+هوممم؟چی میخوای؟
–من چیزی نمی‌خوام اما پدرم و مادرت می‌خوان که تو بیدار بشی و آماده بشی تا بریم خرید
نایون تا اسم خرید رو شنید سریع از تختش بلند شد
+تا 10 دقیقه دیگه آماده ام
جونگکوک خندید به اینکه نایون هیجان زده شده بود و تلفن رو قطع کرد و شروع به آماده شدن کرد و در نهایت یه پیراهن سورمه ای با یه شلوار پارچه ای مشکی پوشید و کمی از پیراهنش رو داخل شلوارش داد...در همین حال نایون توی کمد لباسش میگشت تا یه لباسی انتخاب کنه که جلوی جونگکوک خوشگل باشه...خودشم نمیدونست چرا انقدر روی این موضوع اصرار داشت ولی نمیدونست توی هر حالتی هم باشه بازم جونگکوک دوستش داره و براش خوشگله...بلاخره یه کراپ سبز آف شولدر با یه دامن پلیسه سفید کوتاه با بوت پاشنه دار سفید پوشید و یه دستبند ساده انداخت و موهاش رو کمی حالت داد و باز ریخت دورش و یه میکاپ لایت ساده انجام داد و عطری که جونگکوک توی سال سوم را‌بطشون هدیه داده بود و تقریبا رو به اتمام بود رو زد و کیفش رو انداخت روی شونه اش و رفت بیرون که دید جونگکوک در اتاقش منتظره
–هوم!لباس کوتاه و باز اما خیلی خوشگلتر شدی...لعنت که وقت نداریم وگرنه مجبورت میکردم به خاطر کوتاه بودنشون عوضشون کنی اما خوشبختانه موهات کمی از این باز بودن رو میپوشونه
با خنده میگه و بعد اضافه می‌کنه
–لعنتی...هنوز همون عطر رو میزنی؟
+شایدددد
جونگکوک به نایون اشاره می‌کنه که بره
–خانم ها مقدم ترن
نایون خندید و رفت و جونگکوک پشت سرش و وقتی رسیدن طبقه پایین مادر و پدرشون اونجا ایستاده بودن
=خب بیاید بریم...
≈نایون؟میتونی با ماشین جونگکوک بیای؟
+مشکلی ندارم
≈جونگکوک تو که مشکلی نداری
–نه
جونگکوک با لبخندی رضایتمند گفت... پدر جونگکوک دست مادر نایون رو گرفت و رفتن داخل ماشین خودشون و بعد جونگکوک دست نایون رو گرفت و به سمت ماشین خودش برد و در رو باز کرد تا نایون بشینه و بعد در رو بست و خودش هم به سمت راننده رفت و سوار شد
–خب مثل اینکه تا مسیر مرکز خرید میتونیم یه کم فضای خصوصی داشته باشیم...
جونگکوک با پوزخند گفت که نایون زد توی ذوقش
+عجله کن و برو تا شک نکنن!
پوزخند جونگکوک جمع شد و حالت ناراحت به خودش گرفت
–دلم رو شکوندی خانم رئیس!
+عجله کن!
نایون به اذیت کردن جونگکوک ادامه داد و با این حرفش جونگکوک پاش رو از روی کلاچ برداشت و با پای دیگش پدال گاز رو فشار داد و ماشین با سرعت بالا حرکت کرد در حدی که نایون داشت داخل صندلی فرو می‌رفت
–خب این سرعت خوبه یا تند تر؟
جونگکوک با پوزخند گفت
+باشه باشه آرومتر
جونگکوک خندید و سرعتش رو کاهش داد و پشت ماشین والدینش به سمت مرکز خرید میرفتن...
(عکس استایلاشون رو میزارم استوری)

ادامه دارد...
ــــــــــــــــــــــــ
شرطا:
15 لایک✨
10 بازنشر🌷
2 فالو🪷
ــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #ما‌نباید‌همدیگر‌رو‌میدیدیم‌اما‌دیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۰)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹¹(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹⁰(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط