{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۷

پارت ۷
که جین انگار یه چیزی یادش اومد و با صورتی سوالی و تردید مثل (🤨) این شکلک، ات رو نگاه کرد و گفت :
تو آشپزی هم دوست داری بکنی ؟  ات هم که داشت از خنده میمرد گفت : کی دوست نداره آشپزی کنه یعنی جین این همه قیافت رو در هم کردی اینو میخواستی بگی فکر کردم از دستم عصبانی هستی که با این حرف ات اعضا هم خندیدن ( گرچه خیلی خنده دار نبود ولی فیک هست دیگه لطفا به دل نگیرین ) ....................جین هم لبخند زد چون از حرف ات بدش هم نیومده بود . (یونگی هم لالا 😅🥱😴😴😴).
از همان گفت وگوی تو ماشین اعضا فهمیده بودن که ات چقدر شیرین زبون ، بامزه ، کیوت و ........ هست
ویو وقتی میخواستن همه از ماشین پیاده شن
اعضا هر چی یونگی رو صدا میکردن بیدار نمیشد ( بچه ها فیک هست نمیگم یونگی اینقدر خواب الو هست بچم صداش کنی بیدار میشه😅)
تا ات لبخند زد و با آرامش مو های یونگی رو نوازش کرد و بغلش کرد و آروم توی بغل یونگی گفت یونگی جونم بیدار شو رسیدیم بعدش برو رو تخت بخواب یونگی که از این لحن ات خوشش اومده لود ات رو بغل کرد و نازش کرد و بیدار شد ات هم یه لبخند رضایت بخشی زد  و از ماشین پیاده شدن
ویو تو خونه
وقتی اعضا دیدن یونگی بیدار شده تعجب کردن و به ات گفتن چطور بیدارش کردی ؟ ........... ادامه دارد ‌
دیدگاه ها (۰)

پارت ۸ تا ات میخواست حرف بزنه یونگی گفت 🤨چرا شما ها داد میزن...

پارت ۹ ویو سر سفره ....ات رفت و همه ی اعضا رو صدا کرد تا نوب...

ببخشید بچه ها من به جای پارت هفت پارت دوازده رو گذاشتم

پارت ۱۴ همه دور جیمین جمع شدن و جیمین با صدایی آروم گفت : بچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط